الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)
191
مسند الإمام المجتبى (ع) (مسند امام مجتبى ع) (فارسى)
و حسين عليهم السلام . عرض كردم : يا رسول اللَّه ! من بر در خانهام ! آيا من از اهل بيت نيستم ؟ فرمود : تو از جمله همسران پيامبرى ! و نه گفت تو از اهل بيتى . اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود : آن آيه و اين آيه : « وَ نُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِينَ » « 1 » دربارهء ماست . 3 - حافظ ابن عساكر از عايشه امّ المؤمنين نقل كرده مىگويد : رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم بامدادان از خانه بيرون شد در حالى كه عبايى از موى سياه بر تن داشت ، پس نشست و در آن ميان فاطمه آمد ، پس او را داخل در كساى خود كرد ، پس از او على آمد ، او را نيز داخل كسا كرد ، سپس حسن آمد ، او را هم داخل كرد ، آنگاه حسين آمد پس او را نيز وارد كسا كرد ، و بعد گفت : « إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً » . « 2 » 4 - و همو از امّ سلمه نقل كرده ، مىگويد : روزى در همان بين كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم خانهء من بود ، ناگاه خدمتگزار گفت : على و فاطمه بر در منزل ايستادهاند مىگويد : پيامبر به من فرمود : برخيز ! از اهلبيت من فاصله بگير ! مىگويد : من برخاستم كمى دور تر در داخل خانه رفتم ، پس على ، فاطمه و به همراه آنها حسن و حسين كه هنوز بچههاى خوردسال بودند ، وارد شدند ، پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم آن دو كودك را گرفت و روى دامنش
--> ( 1 ) - قصص / 5 : ما مىخواهيم بر مستضعفان زمين منّت نهيم ، و ( مىخواهيم ) آنها را پيشوايان قرار دهيم و آنها را وارثان ( حكومتِ ستمگران ) گردانيم . ( 2 ) - شرح حال امام حسن : ص 63 .