الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)

165

مسند الإمام المجتبى (ع) (مسند امام مجتبى ع) (فارسى)

امام حسين عليه السلام پرسيد : شما با آن مبلغ چه مىكنيد ؟ من كه بدهى دارم و از آن جهت دلگيرم ؛ اگر خداوند به من بدهد ، بدهيم را مىپردازم ! همين كه سر ماه فرا رسيد و مال را به ايشان دادند ؛ براى امام حسن عليه السلام يك ميليون و براى امام حسين عليه السلام نهصد هزار و براى عبداللَّه پانصد هزار درهم فرستادند . عبداللَّه گفت : اين مبلغ تنها با بدهى من برابر نيست ؛ نه دين مرا ادا مىكند و نه مقدارى كه مىخواستم . امّا حسن عليه السلام آن مبلغ را گرفت و بدهى خود را با آن ادا كرد ، و امام حسين عليه السلام با آن بدهيش را داد و يك سوّم باقيمانده را ميان خاندان و غلامان تقسيم كرد ، و اما عبداللَّه نيز بدهيش را پرداخت و در آخر ده هزار درهم مازاد را به همان پيكى دادند كه آن مال را آورده بود ، وقتى كه برگشت معاويه پرسيد اين افراد با آن مبلغ چه كردند ؟ قاصد تمام آنچه را كه آنان با مالشان انجام داده بودند به اطلاع وى رساند ! « 1 » 23 - و همو از ابو اسامه زيد شحّام از قول ابى عبداللَّه ( امام صادق ) عليه السلام روايت كرده است كه فرمود : « امام حسن عليه السلام در يكى از سالها به قصد حج با پاى برهنه راهى مكه شد ، در بين راه پاهايش آبله زد ، يكى از غلامان عرض كرد : اگر سوار بر مركب مىشديد مقدارى از اين تاولهاى پايتان بهبود مىيافت ؟ ! فرمود : هرگز ! ولى به اين منزل كه رسيدى ، سياهپوستى جلوى تو خواهد آمد و همراهش روغنى است كه دواست ، آن روغن را از وى خريدارى كن ! و مبادا با او چانه بزنى ! پس از لحظه‌اى غلام گفت : پدر و مادرم فدايت ! در مقابل ما منزلى نيست كه كسى چنين دارويى را آنجا بفروشد ؟ ! فرمود : چرا پيش روى تو كمتر از يك منزل جايى هست !

--> ( 1 ) - دلائل الامامه : ص 67 .