الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)
155
مسند الإمام المجتبى (ع) (مسند امام مجتبى ع) (فارسى)
فرمود : آن دفتر وسطى را بياوريد ! مىگويد : آن را آوردند ، پس آن جوان نگاه كرد ، ناگاه ديدم : نامها مىدرخشند ! و در آن بين كه برادر زادهام اسامى را مىخواند ، ناگهان صدا زد : عمو جان ! اين نام خود من است ! گفتم : مادرت به عزايت بنشيند ، ببين نام من كجاست ! مىگويد : صفحه را برگرداند و سپس گفت : اين هم نام تو است پس من خوشحال شدم و آن جوان و حسين بن على عليهما السلام را شاهد گرفتم . « 1 » 2 - كلينى از كناسى از ابوعبداللَّه ( امام صادق ) عليه السلام نقل كرده ، مىگويد : « حسن بن على عليهما السلام در يكى از روزهاى زندگيش از شهر بيرون رفتند ، و مردى از فرزندان زبير همراه ايشان بود كه به امامت آن حضرت اعتقاد داشت ، پس به يكى از بركههاى آب آنجا رسيدند ، زير درخت خرماى خشكى فرود آمدند كه از بى آبى خشكيده بود ، براى امام حسن عليه السلام زير درخت خرما فرشى انداختند و براى آن مرد زبيرى هم فرشى در مقابل آن حضرت زير درخت خرماى ديگرى انداختند ، مىگويد : پس مرد زبيرى در حالى كه سرش را بالا گرفته بود ، گفت : اگر اين درخت ، خرماى تازه داشت ، مىخورديم . امام حسن عليه السلام فرمود : آيا براستى شما خرماى تازه مىخواهيد ؟ زبيرى گفت : آرى . راوى مىگويد : پس امام عليه السلام سر به طرف آسمان كرد و دعايى را به
--> ( 1 ) - بصائر الدرّجات : ص 172 .