الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)

125

مسند الإمام المجتبى (ع) (مسند امام مجتبى ع) (فارسى)

كه اهل مدينه بود گفت : از حسن بن على براى من بگو ! گفت : يا اميرالمؤمنين ! ! حسن بن على وقتى كه نماز صبح را مىخواند ، در جاى نمازش مىنشست تا آفتاب طلوع مىكرد ، سپس پشتش را به پشتى تكيه مىداد كسى از افراد سرشناس در مسجد رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم نمىماند مگر اينكه خدمت آن حضرت مىآمد ، از احاديث و سخنان آن حضرت بهره‌مند مىشدند تا وقتى كه روز بالا مىآمد ، دو ركعت نماز مىخواند سپس از جا بر مىخاست آنگاه همسران پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم مىآمدند ، به آنها سلام مىداد ، آنگاه به منزلش مىرفت سپس شب را مىگذراند و همين كار را مىكرد . معاويه با شنيدن سخنان ابوسعيد گفت : ما در هيچ چيز همتاى او نيستيم ! « 1 » 100 - همواز محمد بن على نقل كرده ، مىگويد : حسن بن على فرمود : « من از پروردگارم شرم مىكنم كه او را ملاقات كنم در حالى كه به زيارت خانهء او نرفته باشم ! » اين بود كه بيست بار با پاى پياده از مدينه به مكه رفت . « 2 » 101 - ابن عساكر از قول ابو اسحاق مىگويد : كسى از من خواست : حديثى دربارهء سخاوت بگو ! شايد خداى عزّوجّل به من سعهء صدر مرحمت كند ، تا من هم كارى بكنم ! گفتم : بسيار خوب ! از حسن بن على نقل كرده‌اند كه گذرش به يكى از باغهاى مدينه افتاد ، سياهپوستى را ديد كه در دستش گردهء نانى بود ؛ لقمه‌اى مىخورد و لقمه‌اى را به سگ مىداد تا آنجا كه نان را بين خود و آن

--> ( 1 ) - شرح حال امام حسن عليه السلام : ص 139 ( 2 ) - شرح حال امام حسن عليه السلام : ص 141 .