الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)

113

مسند الإمام المجتبى (ع) (مسند امام مجتبى ع) (فارسى)

كردى ! حسن عليه السلام فرمود : خدا تو را بيامرزد ! مرا سرزنش نكن ! زيرا كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم در خواب ديد كه بنى اميه يكى پس از ديگرى روى منبر آن حضرت خطبه مىخوانند ، از اين بابت ناراحت شد ! پس اين آيه نازل شد كه ما به تو كوثر داديم ، و كوثر نام رودخانه‌اى است در بهشت و همچنين اين آيات نازل شد كه ما قرآن را در شب قدر نازل كرديم ، آيا مىدانى كه شب قدر چيست ؟ ! شب قدر از هزار ماه بهتر است ! بنى اميّه خلافت را به اختيار گرفتند و ما را اين الطاف الهى كفايت مىكند . آن مرد با شنيدن اين سخنان ، كم و بيش ، هيچ نگفت . ( حاكم پس از نقل اين حديث مىنويسد ) : اسناد اين حديث صحيح است و گويندهء اين سخن به حسن بن على عليهما السلام سفيان بن ليل يكى از اصحاب پدرش - على - بود . « 1 » 76 - حافظ ابونعيم از ابوبكره نقل كرده ، مىگويد : پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم با ما نماز مىخواند ، و حسن كه كودك خردسالى بود در حال سجدهء پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم آمد ، روى پشت و يا گردن آن حضرت سوار شد ، پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم با مدارا او را بلند كرد و چون نمازش را خواند ! گفتند : يا رسول اللَّه ! شما با اين كودك كارى كردى كه با هيچ كس چنين نكرده بودى ! فرمود : « براستى اين گل خوشبوى من است ، و اين پسرم آقاست ، و باشد كه به وسيلهء او بين دو گروه از مسلمانان صلح برقرار شود » . « 2 »

--> ( 1 ) - مستدرك : 3 / 170 . ( 2 ) - حلية الاولياء : 2 / 35 .