الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)
106
مسند الإمام المجتبى (ع) (مسند امام مجتبى ع) (فارسى)
انباشته شده بود و ستارههاى آسمان از چشمانت ناپديد گشته ، تو وسيلهء هيچ ستارهء روشنى و نه با هيچ مشعل روشنى راه خود را نمىيافتى ! وضعيّتى كه دل را پاره مىكرد ؛ در بيابانى خشك و بى انتها و سفرى طاقت فرسا ! اگر بالاى بلندى مىرفتى دور تر مىشدى ، باد تو را مىربود و خارها تو را مىگزيدند ! در معرض تند باد و برق رباينده ، بيشههايش تو را به وحشت انداخته و آرامش تو را بريده بود كه تو چشم خود را باز كردى و خودت را نزد ما ديدى ، چشمت روشن شد و تيره دلى و آلودگى باطنت بر ملا شد و آه و نالهات از بين رفت ! مرد بيابانى پس از شنيدن سخنان آن حضرت ، پرسيد : اى پسر تو از كجا اينها را گفتى ؟ گويى تو از ژرفاى دل من آگاهى ، و براستى چنان كه گويا تو مرا مىديدى و هيچ يك از كارهاى من از تو پوشيده نبود و گويى تو علم غيبى دارى ! آنگاه عرض كرد : بفرماييد : اسلام چيست ؟ حسن عليه السلام فرمود : الله اكبر ، أشهد ان لا إله الاّ الله ، وحده لا شريك له ، و ان محمّدا عبده و رسوله . « 1 » پس آن مرد اسلام آورد ، و مسلمان خوبى شد ، رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم مقدارى از قرآن به او تعليم داد . عرض كرد : يا رسول اللَّه ! آيا ميان قوم و قبيلهام برگردم و آنها را با
--> ( 1 ) - خداوند بزرگتر از آن است كه در وصف در آيد ، گواهى مىدهم كه خدايى جز خداى يكتا نيست ، او بى شريك و بى همتاست ، و اينكه محمد بنده و فرستادهء اوست .