الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)
55
سر الإسراء في شرح حديث المعراج (فارسى)
حضرت فرمود : « اينكه او را بدون نمونه و نظير بدانى و به عنوان خداى يگانه بشناسى ؛ خدايى كه خالق ، قادر ، اوّل ، آخر و ظاهر و باطن است ، همتا و مثل و مانندى ندارد . اين است معرفت خداوند آن گونه كه بايد . » 1950 . ابن ابى عمير از يكى از ائمه - عليهمالسّلام - نقل مىكند : بعضى از شما نمازش از ديگران بيشتر است ، بعضى حجّش از ديگران بيشتر است ، بعضى صدقهاش از ديگران بيشتر است ، بعضى روزهاش از ديگران بيشتر است ، امّا برترين شما كسى است كه معرفتش از ديگران برتر باشد . » 1951 . زراره مىگويد : به امام صادق عليهالسّلام - عرض كردم : خداوند امورت را به سرانجام شايسته منتهى سازد ، در مورد آيه ( فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها ) چه مىفرماييد ؟ حضرت فرمود : « خداوند ، هنگام پيمان گرفتن بر معرفتش ، ايشان را بر شاكلهء توحيد خلق كرد تا گواهى دهند كه او پروردگارشان است . » زراره مىگويد ، گفتم : مردم هم با خدا سخن گفتند ؟ حضرت سر به زير انداخت و سپس فرمود : « اگر اينطور نبود ، نمىدانستند پروردگار و رازقشان كيست . » 1952 . از اميرالمؤمنين - عليهالسّلام - نقل شده است كه فرمود : « سرآغاز دين ، معرفت اوست و كمال معرفت ، تصديق اوست و كمال تصديق ، يگانه دانستن او و كمال يگانه دانستن او ، اخلاص براى او و كمال اخلاص براى او ، نفى صفات از اوست ؛ زيرا هر صفتى گواه است كه غير از موصوف است و هر موصوفى گواه است كه غير از صفت خويش است . . . » دعا 1953 . در دعاى ابى حمزه : « تو را به تو شناختم و تو مرا بر وجود خودت راهنمايى كردى و به سوى خود فراخواندى و اگر تو نبودى من نمىدانستم تو كه هستى . » 1954 . در دعاى روز عرفه : « تو هستى كه نور را در دلهاى اولياى خودت تاباندى تا تو را شناختند و به يگانگى پرستيدند . » 1955 . در همان دعا : « تو خدايى هستى كه غير تو خدايى نيست ، براى هر چيز