الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)
45
سر الإسراء في شرح حديث المعراج (فارسى)
رسيدن به خداوند بزرگ ، سفرى است كه جز با سوار شدن بر مركب شب ميسّر نيست ، آنكه صلاحيت منع را نداشته باشد ، صلاحيت دهش را ندارد . » دعا 1939 . در مناجات المريدين : « و ديدار تو ، نور چشم من و وصال تو ، خواهش دل من است . » 1940 . در مناجات المحبين : « از تو دوستى خودت و دوستى آنكه تو را دوست دارد و دوستى هر عملى كه مرا به قرب و وصال تو مىرساند درخواست مىكنم . » 1941 . در مناجات المفتقرين : « و حرارت درونم را جز وصال تو فرو نمىنشاند و آرام نمىبخشد . » 1942 . در مناجات شعبانيه : « پروردگارا ! كمال گسستگى از غير و پيوستگى به خودت را به من عنايت فرما . . . تا اينكه ديدگان ، دل حجابهاى نورانى را از هم به درد و به سرچشمهء عظمت و بزرگى برسد و ارواح ، به سراپردهء دست نيافتنى و پاك تو در آويزد . » 1943 . در دعاى كميل : « گيرم كه بر عذاب تو صبور باشم ، چگونه بر فراقت صبر كنم ؟ » 1944 . در دعاى عرفه : « مرا به خدمتى بگمار كه به وصال تو برساند . » 1945 . در همان دعا : « از تو وصال تو را مىطلبم . » بيان منظور از ذكر اين روايات و ادعيه و نيز متونى كه در توضيح جملات مشابه حديث نظير : « و نزديكى و قربى كه بُعدى در آن راه نداشته باشد . » آمد ، اولًا : از ميان برداشتن بيگانگى و پرهيز نابجا از بكارگيرى اين كلمات و دفع اين توهم است كه آنها از ساختهها و بافتههاى گروه خاصى هستند و ثانياً : شناخت معانى اين الفاظ