الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)

39

سر الإسراء في شرح حديث المعراج (فارسى)

خود را به مشقّت انداخته و نمىآسايند . آسودگى اهل آخرت در مرگ و رهايى از بند دنيا است و آخرت ، آسايشگاه عارفان است . همدمشان اشك‌هايى است كه بر گونه‌هايشان جارى است و همنشينانشان فرشتگانى هستند كه اطرافشان در گردشند و راز و نيازشان با پروردگارى است كه برتر از هر چيز و مسلّط بر علم و قدرت آن‌هاست . دل‌هاى اهل آخرت در سينه‌هاشان مجروح فراق است ، مىگويند : كى از اين سراى فانى آسوده شده و به سراى باقى خواهيم رفت ؟ [ فصل 17 ] اى احمد ! آيا مىدانى مقام زاهدان نزد من چيست ؟ پيامبر عرض كرد : نه ! پروردگارا نمىدانم . خداوند فرمود : مردم برانگيخته مىشوند و گرفتار حسابند ؛ امّا زاهدان از حساب درامانند . كمترين چيزى كه به آن‌ها مىدهم ، كليد همهء بهشت‌ها است تا هر درى را بخواهند بگشايند و روى خود از ايشان نپوشم و به اقسام لذت‌ها همچون هم كلامى و همنشينى با خودم در جايگاه صدق ، بهره‌مندشان سازم و زحمات و رنج‌هايى كه در دنيا در راه من تحمل كردند ، به يادشان آورم . چهار در به روى آن‌ها بگشايم : درى كه هر صبح و شام هدايايى از نزد من بر آن‌ها عرضه شود . درى كه هرگاه بخواهند بىهيچ سختى مرا بنگرند ، درى كه از آن بر آتش و احوال دوزخيان و عذاب و شكنجهء آن‌ها آگاهى يابند و درى كه كنيزكان و حوريان از آن در بر ايشان وارد شوند . پيامبر عرض كرد : پروردگارا ! اين زاهدانى كه وصفشان فرمودى كيانند ؟ خداوند فرمود : زاهد كسى است كه نه خانه‌اى دارد كه خراب شود و اندوه ويرانىاش او را فرا گيرد ، نه - دلبستگى به - فرزندى دارد كه اگر مُرد ، مرگش او را غمناك كند ، نه چيزى از مال دنيا دارد كه از دست رفتنش او را پريشان سازد . كسى را نمىشناسد كه ، چشم بر هم زدنى او را از خدا به خود مشغول كند . نه خوراك زايدى دارد كه مورد بازخواست قرار گيرد و نه لباس نرم و تن آسايى . [ فصل 18 ] اى احمد ! زاهدان از رنج بيدارى شب و روزهء روز ، زردروى و رنگ پريده‌اند . زبانشان از غير ياد خدا بسته و دل‌هاشان در سينه از شدت مخالفت با نفس ،