الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)
82
پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى)
« ما قانون الذّكر ؟ » قانون ذكر چيست ؟ وى گفت : « وجود إفراده مع معرفة أوصافه . » وى گفت : توجه به يكتايى او با شناخت اوصافش . - به اصفهان كه آمد ، نوجوانى به صحبت وى پيوست ، امّا پدرش وى را از اين كار مانع شد . جوان بيمار شد ، روزى عمر بن عثمان با جمعى از اصحاب به عيادت وى آمدند ، جوان درخواست كرد چيزى بخواند ، عمر به قوّال اشارت كرد بخواند و او اين بيت را بخواند : مالى مرضتُ ، فلم يَعدنى عائد منكم * و يمرض عبدُكم ، فأعود چرا مريض شد ، كسى از شما به عيادت من نيامد در حالى كه وقتى بندهى شما مريض مىشود ، من عيادتش مىكنم . چون بيمار اين كلام بشنيد برخواست و بنشست و شدّت بيمارى وى تخفيف يافت ، عمر باز به قوّال اشاره كرد ، قوّال اين بيت بخواند : و أشدّ مِن مرضى علىّ صدودكم * و صدودُ عبدكم علىَّ شديد و شديدتر از مرضم بر من مانع شدن شماست و مانع شدن بندهى شما بر من سخت است . جوان بيماريش خاتمه يافت و برخواست ، پدر چون چنين ديد ، از كرده خود پشيمان شد و جوان را به عمر تسليم كرد . گفتار - « المروّة ، التغافل عن زلَل الإخوان . » جوانمردى ، غفلت كردن از لغزش برادران است .