الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)
74
پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى)
كأنّه يوسف فى كلّ راحلة * و الحىّ فى كلّ بيت منه يعقوب مانند اين كه او يوسفى است در هر قافلهاى و موجود زنده در هر خانهاى از - محبت - او يعقوب است . در اين هنگام شيخ صعقهاى مىزند و از منبر به زير مىآيد ، نگاه مىكند ، جوان از نظر غايب گشته و جاى قدمش گودالى است خونين ، از بس قدم خود را به آن موضع كوفته بود . گفتار - كسى به وى نوشت : « يا سيّدى ! إن تركتُ العمل ، أخلدتُ البطالة ؛ وإن عملتُ ، داخلنى العُجبُ . » اى آقايم ! اگر عمل را رها كنم ، همواره در بطالت خواهم بود و اگر عمل كنم عجب و خودبينى بر من عارض مىشود . وى در جواب نوشت : « واعمَل واستغفِر اللَّه من العُجب . » عمل كن و از خداوند از خودبينى استغفار كن . - از وى پرسيدند : حق چيست ؟ گفت : « اسلام ، قرآن و ولايت . » پرسيدند : فساد چيست ؟ گفت : « كفر و شرك به خدا » پرسيدند : حيله چيست ؟ گفت : « ترك حيله . » پرسيدند : بر ما چيست ؟ گفت : « طاعت خدا و رسول . » پرسيدند : چگونه خدا را بخوانيم ؟ گفت : « به صدق و يقين . » پرسيدند : از خدا چه چيز طلب كنيم ؟ گفت : « عافيت . » پرسيدند : براى نجات از نفس چه كنيم ؟ گفت : « حلال خوريد و راست گوييد . » پرسيدند : سرور چيست ؟ گفت : « جنّت . » پرسيدند : راحت چيست ؟ گفت : « لقاى خداى متعال » .