الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)

44

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى)

روزى نزديك غروب آفتاب مهمان بر وى وارد شد . مهمان را نگاه داشت تا با خودش افطار كند . شب در خواب به وى فهماندند كه تو به وعده خود عمل نكردى ما هم سنّت نيكوى خود را از تو برداشتيم ، بعد از آن به معاتبه حق گرفتار شد و آواره گشت ، در عين حال سر تسليم فرود آورد . عبّاس فقير گويد : وى را در خرابه‌اى مرده ديدم كه يكى از گوش‌هايش را موش بيابانى خورده بود . [ اين است خلاصه معاتبه‌ى وى ] . « 1 » ( 2593 ) حاج عمران طايفى ( 2594 ) شيخ عمران كردى اهل معرفت و صاحب رياضات و مجاهدات است . ساكن بركة ميدان خارج قاهره بود و در قرن 9 مىزيست . مزارش در تربت خشقدم « 2 » مىباشد . « 3 » ( 2595 ) شيخ عمر بجايى مغربى « 4 » از ابرار و اتقيا و مورد توجّه خاصّ و عام و صاحب كرامات است كه اخبار از مغيبات مىداد . سال 920 از دنيا رفت و در قرافه مصر به خاك سپرده شد . « 5 »

--> ( 1 ) . نفحات الانس ؛ رشحات عين الحياة ، شماره‌ى 351 . ( 2 ) . شايد لفظ خشقدم فارسى باشد به اين طريق نوشته شده ( خوش قدم ) . ( 3 ) . طبقات شعرانى ، ج 2 ، ص 76 . ( 4 ) . بجايى / بجاوى : منسوب به جايه از بلاد مغرب ؛ مغرب : اين واژه در اصطلاح جغرافياى بلاد اسلامى ، مغرب كشورهاى شمال آفريقا ، تونس ، الجزاير ، ليبى و مراكش ( مغرب كنونى ) را شامل مىشود . ( 5 ) . طبقات شعرانى ، ج 2 ، ص 129 .