الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)

39

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى)

- چه نكته بود كه ناگه ز غيب پيدا شد * كه هر كه واقف آن نكته گشت شيدا شد چه مجلس است و چه بزم اين كه از مى توحيد * محيط ، قطره شد آن جا و قطره دريا شد دردمندان زتو هر لحظه دلى مىطلبند * تا به درد و غم عشق تو گرفتار كنند اى خسته اى كه بىخبر از درد دوستى * بىدرد خود بگو كه تو را چون دوا كند حق‌بين نظرى بايد تا روى مرا بيند * چشمى كه بود خونين كى نور خدا بيند از مشرق ديدارش آن را كه بود ديده * انوار تجلى راپيوسته چوما بيند اى چشم نسيمى را از روى تو بينايى * آن را كه تو منظورى غير از تو كه را بيند از ره خويش پرستى قدمى بيرون نه * قطع اين منزل وره جز به چنين گام مكن خواهى كه شوى كسى زهستى كم كن * ناخورده شراب وصل ، هستى كم كن با زلف بتان دراز دستى كم كن * بت را چه گنه تو بت پرستى كم كن « 1 » ( 2586 ) شيخ عمّاربن ياسر اندلسى [ بدليسى ] « 2 » مقتداى ارباب قلوب و مطلع بر اسرار و از اهل معرفت واصحاب شيخ ابوالنجيب عبداللَّه سعيد مشهور به عبدالقاهر سهروردى است كه در سال 582 از دنيا رفت و به ديار باقى شتافت . « 3 » ( 2587 ) ابواليقظان ، عمار بن ياسر كنانى از اولياى برجسته ، صاحب قدس و تقوى و زهد است . رسول اللَّه - صلّىاللَّه‌عليه‌وآله

--> ( 1 ) . رياض العارفين ، ص 397 . ( 2 ) . بدليسى : منسوب به بدليس : 1 . نام ديگر تفليس ارمنستان ؛ 2 . جدّ به نام بدليس . ( 3 ) . طرائق الحقائق ، ج 2 ، ص 5 ؛ رشحات عين الحياة ؛ نفحات الانس ، شماره‌ى 582 .