الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)

24

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى)

شعر - خواهى كه به حق رسى بيارام اى تن * واندر طلب دوست بيا رامتين خواهى مدد از روح عزيزان يا بى * پا از سر خود ساز بيا رامتين چون ذكر به دل رسد دلت درد كند * آن ذكر بود كه مرد را مرد كند هرچند كه خاصيّت آتش دارد * ليكن دو جهان در دل تو سرد كرد نفس مرغى مقيّد در درون است * نگهدارش كه خوش مرغى است دمساز زپايش بند مگشا تا نپّرد * كه نتوانى گرفتش بعد پرواز با هر كه نشستىّ و نشد جمع دلت * وز تو نرميد زحمت آب و گلت زنهار ز صحبتش گريزان مىباش * ورنه نكند روح عزيزان بحلت « 1 » ( 2561 ) مولانا على نصرآبادى « 2 » اهل معرفت است كه محفوظ بن محمود نيشابورى - متوفى به سال 304 - با وى مصاحبت داشت . « 3 » ( 2562 ) سيّد معين الدّين علىّ بن سيّد نصيرالدّين تبريزى ، ملقب به قاسم الانوار عارف بزرگى است كه در كمالات ظاهرى و باطنى يگانه و در ابتداى امر از شاگردان

--> ( 1 ) . رشحات عين الحياة ؛ نفحات الانس ، شماره‌ى 441 ؛ رياض العارفين ، ص 166 . ( 2 ) . نصر آبادى : منسوب به نصرآباد : 1 . محلّه‌اى واقع در بالاى شهر نيشابور ؛ 2 . محله‌اى واقع در رى . ( 3 ) . ر . ك : شرح حال نيشابورى .