الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)
145
پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى)
از كسانى است كه خداوند وى را به خالص ذكر و عناياتش برگزيد و بر مكنون سرّش آگاه ساخت . همواره استغاثه به درگاه الهى داشت ، از ترس آن كه مبادا غفلت و يا غرورى وى را دامنگير شود . عمرو بن عثمان مكّى - متوفى به سال 297 - وى را ديدار نمود . عمرو بن عثمان گويد : مردى را در يكى از قريههاى مصر ديدم كه مىگردد ، گفتم : چرا در يك جا مكان نمىگيرى ؟ گفت : « و كيف يُقِرّ فى مكان واحد مَن هو مطلوب ؟ قلتُ : أولستُ فى قبضته فى كلِّ مكان ؟ قال : « بلى ، ولكنّى أخاف أن استوطن الأوطان فيأخذنى علىّ غرّة الإستيطان مع المغرورين . » چگونه در يك مكان قرار بگيرد كسى كه مطلوبست ؟ گفتم : آيا در تمامى مكانها در قبضهى او نيستى ؟ گفت : بله ، و لكن مىترسم كه در مكانى وطن كنم و غرور وطن گرفتن با مغرورها مرا فرا بگيرد . « 1 » ( 2700 ) ابويعقوب فرقد سنجى « 2 » عارف موحد و داراى كمالات نفسانى است كه معرض از دنيا و مقبل بر حيات باقى بود . ابوعبيده عبدالواحد بن زيد - متوفى به سال 177 يا 178 - وى را ديده و از وى حكايت مىكند . گفتار - « ويلٌ لذِى البطن مِن بطنه ! إن أضاعه ضعفُ ، و إن أشبعه ثقُل . » واى به صاحب شكم از شكمش ، اگر آن را رها كند ، ضعيف مىشود و اگر سير شود ،
--> ( 1 ) . حلية الأولياء ( طبقات ابونعيم ) ، ج 10 ، ص 153 . ( 2 ) . فَرقَد : نام جدّ ؛ سِنجى : منسوب به سِنج ، روستايى از توابع مرو .