الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)

11

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى)

سوگند اى فرزندم ! چه‌قدر در اين هنگام از گشايش سعادت‌ها و عنايت‌ها ديده‌ايم ، آن مقدارى كه ما را بىنياز مىكند از سؤال بندگان و از تلاش زياد . - « إنّ مخالطة النّاس داءٌ مُعضل وشغل شاغل عن اللَّه تعالى مُذهل [ إلى أن قال : ] واعلَم أنّك تبتلى بمخالطتهم بأن يتّفقّ لك أن تشقّ بعهودهم أكثر من و عود مولاك ، [ الى ان قال : ] ويكون وعيدهم وتهديدهم أرجح من وعيداللَّه جلَّ جلاله وتهديده ، وفى ذلك مخاطرة مع اللَّه واستخفاف لِأهوال وعيده ، [ إلى أن قال : ] ويبتلِى المخالط لهم بالأنس بهم أكثر من أنسه بمولاه ومالكِ دنياه واخراه [ الى أن قال : ] ويَبتلى أيضاً بحبّ مدحهم وكراهة ذمّهم ، ويشتغل بذلك عن حبّ مولاه وذمّه له ، وعن حبّه هو لمولاه ، وعن الخوف من ذمّه إذا عصاه [ الى أن قال : ] ولقد رأيتُ البلوى بمخالطتهم قد سرت إلى فساد العبادات ، حتّى صارت زيارة أكثر الإخوان متعلّقةً بنفع دنيوىٍّ أو دفع خطر دنيوىّ ، ويستبعد سلامتُها من سُقم النيّات . » همانا معاشرت با مردم ، مرض سخت و مشغوليتى است از خداوند متعال كه غافل‌كننده است . . . و بدان كه تو مبتلا به معاشرت با ايشان مىشوى به اين كه اتفاق مىافتد برايت كه به مشقت مىاندازى خود را به تعهدات ايشان بيشتر ، از وعده‌هاى مولايت . . . و ترساندن و تهديد كردن ايشان بيشتر ترجيح دارد ، تا ترساندن و تهديد كردن خداوند جل‌ّجلاله و در اين كار خود را به خطر انداختن است با خداوند و سبك شمردن براى ترس‌هاى وعيد او است . . . و مبتلا مىشود معاشرت كننده‌ى با ايشان به انس به ايشان بيشتر از انس به مولى و مالك دنيا و آخرتش . . . و همچنين مبتلا مىشود به دوست داشتن مدح و كراهت داشتن مذمت كردن ايشان و با اين حال از محبت مولى و مذمت كردن او و از دوست داشتنش مولايش را و از ترس از مذمت كردن او وقتى معصيتش مىكند ، اعراض خواهد كرد و به تحقيق ابتلاى به معاشرت با ايشان را كه به فساد و عبادت‌ها سرايت كرده است تا جايى كه زيارت بيشتر برادران به منفعت دنيايى يا دفع ضرر دنيايى تعلق پيدا كرده است و سلامت آن زيارت از مرض نيت‌ها دور است . - « ولقد قال لى بعض العلماء المشكورين : لِأىّ سبب تترك مجالستنا ومحادثتنا وأنتَ