الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)
106
پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى)
در پس اين پردهى گوهر نگار * هست يكى پردگى پردهدار فتنه و غوغاى جهان زان يكى است * ورنه كجا اين حد هر كودكى است ديدن او دل چه تمنّا كند * هم خودش آن به كه تماشا كند عقل و خرد محرم او نيستند * ليك دمى بىغم او نيستند گر بشكافى دل هر ذرّه خاك * ريزد از او رشحهى اين جام پاك چرخ در اين سلسله پا در گل است * عقل در اين ميكده لايعقل است آهن و سنگى كه شرارى در اوست * بهتر از آن دل كه نه يارى در او است نيست دل آن دل كه در او داغ نيست * لالهى بىداغ در اين باغ نيست نازكى دل سبب قرب توست * گر شكند ، كار تو گردد درست دامن از انديشه باطل بكش * دست ز آسودگى دل بكش كار چنان كن كه در اين تيره خاك * دامن عصمت نكنى چاك چاك « 1 » ( 2643 ) استاد غفّار نجّار تبريزى عارف معارف دين است كه در بيان مطالب عرفانى مخصوص [ با اين كه امّى بود ] و در شرح اشعار گلشن راز ، بيانى خوش داشت . نزد حاج محمد حسين ، حسين على شاه شاگردى اخلاقى نمود و در حدود سال 1306 در تهران از دنيا رفت . « 2 »
--> ( 1 ) . رياض العارفين ، ص 186 . ( 2 ) . طرائق الحقائق ، ج 3 ، ص 105 .