الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)

460

نور هدايت ( شرح معارف فرازهاى كليدى ادعيه بر اساس كتاب اقبال الاعمال) (فارسى)

آن هم از قوّه به فعل و از حجاب به ظهور نخواهد پيوست ، مگر به طهارت باطن و ظاهر ، از خُلق‌هاى ناپسنديده و البته به عنايت الهى . معالجه‌ى نفس با محاسبه و مراقبه‌ى كامل عيب‌هايى كه بشر مىتواند به آن گرفتار باشد قابل شمارش نيست ، چنان كه قرآن شريف و احاديث بسيارى به آن‌ها اشاره دارند و هر شخص اگر توجّه كند و حسن ظنّ به خود را رها نمايد ، بيشتر اخلاق رذيله را در خويش مىيابد . در مقابل ، صفات و كمالات پسنديده نيز قابل شمارش نمىباشد و كتاب و سنّت به بسيارى از آن‌ها نيز اشاره دارد . تنها چيزى كه بر هر خواننده‌ى كلام فوق در دعا : « وَ طَهِّرْنى فِيهِ مِنَ الْعُيُوبِ » لازم است ( پس از تقاضاى از خداوند ) ، تلاش در جهت فحص اخلاق‌هاى پسنديده و ناپسند از طريق كتاب و سنّت مىباشد ، تا توجّه به درد و دوا پيدا نمايد و سپس با مراقبه و محاسبه‌ى كامل ، در مقام معالجه خويش برآيد و به قدر امكان ، از ظهور صفات بد جلوگيرى نموده و صفات پسنديده را ظهور دهد . البته اين معالجه موقّت است و معالجه‌اى كه صفات بد را ريشه كن و صفات حسنه تكوينى و فطرى به تمام معنى را ظهور مىدهد ، با اخلاص بندگى و نور عبادات و عنايت و فضل الهى به دست مىآيد . تقاضاى صفاى دل پس از طهارت عمل پس از حاصل شدن دو حاجت فوق ، وقت آن است كه حاجت سوّم : « وَامْتَحِنْ فِيهِ قَلْبِى بِتَقْوَى الْقُلُوبِ » از حق سبحانه تقاضا شود تا دل را به تقوايى كه دل‌هاى بندگان خاصّ خود را صفا داده و منشرح نموده صفا دهد و منشرح سازد و اينان همان مخلَصين‌اند و در مقامى قرار دارند كه تنها به خدا و عشق و محبّت و انس و قرب او نظر دارند و از هر نقص و عيب خلاصى يافته‌اند . لذا شايسته است تقاضا كننده‌ى عزيز ، حوايج فوق را با « يا مُقيلَ عَثَراتِ الْمُذْنِبينَ » پايان دهد ؛ زيرا تا شخص به اعلى درجه‌ى تقوى - كه مخلَصين برآنند - نايل نگشته ، در