الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)

270

نور هدايت ( شرح معارف فرازهاى كليدى ادعيه بر اساس كتاب اقبال الاعمال) (فارسى)

در روح و راحتى و روشنايى معنوى زندگى خواهد كرد و همه چيز را به ديده حسن مىنگرد ، در دعا آمده : « أَنْتَ الَّذى أَشْرَقْتَ الْأَنْوارَ فِى قُلُوبِ أَوْلِيآئِكَ حَتّى عَرَفُوكَ وَ وَحَّدُوكَ [ وَ وَجَدُوكَ ] ، وَ أَنْتَ الَّذى أَزَلْتَ الْأَغْيارَ عَنْ قُلُوبِ أَحِبّآئِكَ حَتّى لَمْ يُحِبُّوا سِواكَ وَ لَمْ يَلْجَأُوا إِلى غَيْرِكَ . أَنْتَ الْمُونِسُ لَهُمْ حَيْثُ أَوْحَشَتْهُمُ الْعَوالِمُ . » « 1 » تويى خداوندى كه انوار را در دل‌هاى اوليايت تابانيدى تا به معرفت و توحيد تو نايل آمدند [ يا : تو را يافتند ] و تويى خداوندى كه اغيار را از دل‌هاى دوستانت زدودى ، تا غير تو را به دوستى نگرفته و به غير تو پناه نبردند ، تويى مونس آنان ، هنگامى كه عوالم [ امكانى ] آن‌ها را به وحشت و احساس تنهايى وا مىدارد . و چنان كه كسى از وحشت جهان طبيعت رسته باشد ، در واقع از وحشت بعد از اين عالم - كه احتمال اوّل بود - رسته است . ( 526 ) « وَ تَصِلَ وَحْدَتِى . » « 2 » و [ با حضور خود ] مرا از تنهايى درآورى . رستن از خويش ؛ پيوستن به اللَّه بندگان مؤمن تا با خودند و به خويشتن توجّه دارند ، خدا را فراموش نموده ، در تنهايى به سر مىبرند ، اگر چه هزاران آشنا داشته باشند و اين معنا مورد توجه برجستگان عالم است . امّا چون از خويش رسته گردند و به حق سبحانه آشنايى كامل پيدا كنند ، از تنهايى بيرون آمده و حق سبحانه به جاى آنان خواهد نشست و ديگر از خويش خبرى نخواهند داشت ، اين جاست كه وحدتشان به وحدت حق متّصل مىشود و مىگويند :

--> ( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 349 . ( 2 ) . اقبال الاعمال ، ص 205 .