الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)

242

نور هدايت ( شرح معارف فرازهاى كليدى ادعيه بر اساس كتاب اقبال الاعمال) (فارسى)

بنابراين تا بنده‌اى به مرحله‌ى اعلاى يقين و ايمان نايل نگردد ، خدا مباشر قلب او نخواهد شد و به تعبير ديگر : خداوند متصرّف قلب او نگشته و شكّ و دوبينى از او زايل نمىگردد و چون او سبحانه مباشر قلب بنده شود ، شكّ و شبهه رخت برخواهد بست و به تمام وجود به حضرتش مىپيوندد و از مُخبتين و مخلَصين و مُنيبين - كه آيات شريفه بدان اشاره دارد - خواهد شد . اين جاست كه به مقسوم الهى خشنود مىگردد ، چنان كه در ادامه فرموده شده : ( 510 ) « وَ رِضىً بِما قَسَمْتَ لِى . » « 1 » و خشنودى به آن چه را كه براى من قسمت [ و مقدّر ] فرموده‌اى [ ارزانى دار . ] درك معناى قسمت الهى ؛ مقام مخلَصين خواننده ابتدا بايد توجّه كند « ما قَسَمْتَ لِى » ، چه معنايى دارد تا بتواند ربط اين جمله را با دو جمله‌ى گذشته « وَ أَنْ تَهَبَ لِى يَقيناً . . . » درك نمايد . تمام آن چه خداوند به هر فردى از افراد بشر عنايت فرموده و هر لحظه مىفرمايد ، از نظر خلقتى و امور خارجى تا پايان عمر - حتّى نَفَس‌هايى كه مىكشد - همگى از مقسوم الهى است و وى به اقتضاى ضعف و جهل و زياده‌طلبى و آگاه نبودن به مصالح خويش ، نمىتواند رضايت حضرت حقّ را در آن چه خداوند به او عنايت فرموده ، بر رضايت خود مقدّم بدارد و اين تا وقتى است كه در حقّ فانى و ذوب نشده و در مقام اخلاص تامّ و مخلَصيَّت قرار نگرفته و خويش را فعلًا و صفتاً و اسماً و ذاتاً به درياى بيكران ربوبيّت نيفكنده است ، اما هنگامى كه به اين درياى بىكران وارد شد و او سبحانه را مباشر و فعّالِ مايشاء و همه

--> ( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 198 .