الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)

239

نور هدايت ( شرح معارف فرازهاى كليدى ادعيه بر اساس كتاب اقبال الاعمال) (فارسى)

اسائة ؛ توجه به عالم طبع از اين كه جمله‌ى فوق بعد از سه جمله پيش آمده و فرموده نشده : « ذنبِى مغفوراً » ، به نظر مىرسد « اسائه » ، توجّه داشتن به عالم عنصرى و جهل بشرى است كه همه‌ى صفات رذيله را در بردارد و نمىگذارد شخص ؛ با تمام وجود به حضرت حق و فطرت خويش توجه داشته باشد و هرگاه اين توجه از بنده‌اى گرفته شود و به انقطاع تامّ نايل گردد ، به مغفرت اسائه دست مىيابد ، در عين ابتلاى به عالم طبع به نظر فناى به خود مىنگرد و تمام توجّه باطنى و ديده‌ى دلش به حضرت حق معطوف مىباشد و - كُلُّ شَيْءٍ هالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ « 1 » هر چيز جز روى [ و نام‌ها و صفات ] او نابود است . - كُلُّ مَنْ عَلَيْها فانٍ وَ يَبْقى وَجْهُ رَبِّكَ ذُو الْجَلالِ وَ الْإِكْرامِ « 2 » تمام كسانى كه بر روى زمين قرار دارند نابودند و تنها روى [ و نام‌ها و صفات ] پروردگارت كه صاحب بزرگى و بزرگوارى است ، باقى است . گفتار او مىگردد و به استجابت دعايش خرسند مىشود . شايسته است در اين جا ، قسمتى از مناجات شعبانيه را يادآور شويم . على - عليه‌السّلام - مىفرمايد : « إِلهِى ! هَبْ لِى كَمالَ الْإِنْقِطاعِ إِلَيْكَ ، وَ أَنِرْ أَبْصارَ قُلُوبِنا بِضيآءِ نَظَرِها إِلَيْكَ ، حَتّى تَخْرِقَ أَبْصارُ الْقُلُوبِ حُجُبَ النُّورِ ، فَتَصِلَ إِلى مَعْدِنِ الْعَظَمَةِ ، وَ تَصِيرَ أَرْواحُنا مُعَلَّقَةٍ بِعِزِّ قُدْسِكَ . » « 3 » معبودا ! كمال گسستن [ از خلق ] به سوى خويش را به من ارزانى دار و ديدگان دل‌هايمان را به پرتو و درخشش نگريستن به خود روشن گردان ، تا ديده‌هاى دلمان حجاب‌هاى نورانى را دريده و در نتيجه به معدن عظمتت نايل گردد و

--> ( 1 ) . سوره‌ى قصص ، آيه‌ى 88 . ( 2 ) . سوره‌ى رحمن ، آيات 26 و 27 . ( 3 ) . اقبال الاعمال ، ص 687 .