السيد محمد تقي المدرسي (مترجم: آرام)
375
تفسير هدايت (فارسى)
« وَ لا أَنْتُمْ عابِدُونَ ما أَعْبُدُ - و نه شما پرستندهء چيزى هستيد كه من مىپرستم ، » چگونه مىتواند در يك قلب شناخت خداى بزرگ و صاحب قدرت و جبار با ايمان به جبت و طاغوت ، يا روشنى و تاريكى ، با يكديگر جمع شود ؟ ! [ 4 ] آن كس كه جبت و طاغوت را مىپرستد ، و به چالش با سلطهء گردنكشان و مستكبران و ارزشهاى جاهلان نمىپردازد ، پرستندهء خدا نيست ، و محال است كه رسول خدا و پيروان او كفر را پس از ايمان و گمراهى را در پى راه يافتگى برگزينند ، حتى اگر در معرض عذابهاى گوناگون قرار گيرند . « وَ لا أَنا عابِدٌ ما عَبَدْتُّمْ - و من آنچه را كه شما مىپرستيد نخواهم پرستيد ، » / 405 و نشانهء راستى ايمان و استقرار آن در قلب اين است كه صاحب آن هر گونه فشار را در راه آن تحمل مىكند تا به يقين برسد ، و با ايمانى پروردگار خود را ملاقات كند كه هيچ ستمى در آن نباشد ، و با اسلامى تهى از هر استكبار ، و گرنه همهء مردم ، حتّى بدترين منكران خدا ، معمولا لحظاتى ايمانى با خود دارند ، مگر نه اين است كه با فطرت ايمان به دنيا مىآيند ، و به همين سبب است كه در سختى و بدبختى به پروردگار خويش پناه مىبرند ؟ آرى چنين است ، ولى هر چه زودتر به سبب شهوتها يا فشار گردنكشان و جامعههاى فاسد براى پروردگار خويش قايل به شريك مىشوند . [ 5 ] بدين گونه خط ايمان و شرك از يكديگر تمايز پيدا مىكند ، و بر محور واحد به يكديگر نمىرسد ، و لذا هرگز احدى از كافران به خدا را نمىبينى كه عبادت او كند ، و چگونه مىتوانند چنين باشند در صورتى كه نخستين چيزى كه خدا به آن فرمان داد ، كافر شدن به طاغوت و ايستادگى در برابر جبت است ؟ « وَ لا أَنْتُمْ عابِدُونَ ما أَعْبُدُ - و نه شما پرستندهء چيزى خواهيد شد كه من مىپرستم ، » يعنى اين كه آنان در حال شرك به خدا ، كارى به خدا ندارند ، بدان سبب