السيد محمد تقي المدرسي (مترجم: آرام)
344
تفسير هدايت (فارسى)
گفتهاند كه معناى آيه آن است كه : از آن روى با اصحاب فيل چنين كرديم كه با مكه الفت و انس پيدا كنند و براى قريش سفر كردن به شام و يمن ميسر شود . و بعضى ديگر گفتهاند كه اين سوره مستقل است و سخن در آن از سر گرفته شده است ، هر چند - از لحاظ معنى و محتوى - مكمل چيزى است كه در سورهء پيش آمده ، و معناى آن اين است كه : خدا براى قريش امنيت فراهم آورد تا در زمستان و تابستان بتوانند به مسافرت بپردازند . ايلاف را به ايجاد و الفت و انس معنى كردهاند ، و از ازهرى نقل كردهاند كه آن را به معنى حفظ كردن و در پناه گرفتن معنى كرده است ، چه از اين راه خدا فرصت بازرگانى را براى قريش فراهم آورد ، و روابط نيكو ميان ايشان و قبايل ديگر عرب فراهم آورد ، و به اعتبار قرار گرفتن ايشان در جوار خانهء خدا هيبت و شكوهى براى آنان در نظر ديگران به وجود آمد . اصل معنى ايلاف هر چه بوده باشد ، در آن اشارهاى به مفهوم شهر نشينى و تمدن است ، چه كلمهء تمدن از مدينه ( شهر ) مشتق است ، و ايلاف به نوبهء خود يادآور در كنار يكديگر بودن در مكان واحد است ، حضارت ( تمدّن ) نيز مشتق از حضور مردمان در جوار يكديگر است ، در صورتى كه ايلاف دلالت بر حضور و علاوه بر آن انس و الفت داشتن در كنار يكديگر است ، و معروف است كه تآلف مهمتر از حضور محض است ، و خدا آن را نعمتى بزرگ شمرده و در خصوص آن چنين گفته است : وَ أَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِهِمْ لَوْ أَنْفَقْتَ ما فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً ما أَلَّفْتَ بَيْنَ قُلُوبِهِمْ وَ لكِنَّ اللَّهَ أَلَّفَ بَيْنَهُمْ . « 2 » / 370 قريش قبيلهاى از اعراب بود كه در آن مقدمات تمدن و مدنيّت بر اثر قرار گرفتن در يك منطقه سوق الجيشى مهم به وجود آمده بود ، و نيز امنيتى داشت كه اشتغال به بازرگانى و بر اثر آن فرصت دست يافتن به ارتباطات فرهنگى را امكان پذير مىساخت .
--> ( 2 ) - الانفال / 63 .