السيد محمد تقي المدرسي (مترجم: آرام)

305

تفسير هدايت (فارسى)

سرش را تكان داد و سخت و بلند گريست و گفت : « دخترم ! گمان نمىكنم كه هيچ دخترى به اين اندازه به پدرش بدى كرده باشد » و من گفتم : پدرم ، مگر من چه كرده‌ام ؟ و او گفت : « دخترم ! چرا دو نان خورش براى پدرت در يك سينى مىآورى ؟ آيا مىخواهى مدت ايستادن من در برابر خداى عز و جل در روز باز پسين طولانى شود ؟ من خواهان آنم كه به دنبال برادر و پسر عمويم رسول اللَّه - صلى اللَّه عليه و آله و سلم - باشم كه هرگز تا آن روز كه خدا جان او را گرفت دو نانخورش در يك سينى ( طبق ) به او عرضه نشد ، دخترم ، هيچ كس نيست كه خوراك و نوشاك و پوشاك او لذت بخش باشد مگر آن كه در روز قيامت ايستادن او در برابر خدا براى پس دادن حساب طولانىتر شود ، اى دخترم ، در حلال دنيا حساب است و در حرام آن عقاب ، و دوستم رسول اللَّه - صلى اللَّه عليه و آله - به من خبر داد كه جبرييل - عليه السلام - با كليدهاى همهء گنجينه‌هاى زمين بر او نازل شد و به او گفت : اى محمد ! سلام به تو سلام مىفرستد و مىگويد : اگر بخواهى مىتوانم همهء كوه‌هاى تهامه را براى تو به سيم و زر تبديل كنم ، و اين كليدهاى گنجينه‌هاى زمين را بستان و / 324 بدان كه اين چيزى از بهره‌مندى تو در روز قيامت نمىكاهد ، و پيامبر گفت : اى جبرييل ! و پس از اين چه خواهد بود ؟ گفت : مرگ ، پس گفت : در اين صورت من به اين چيزها در دنيا نيازى ندارم ، بگذار كه روزى گرسنه باشم و روزى سير ، پس آن روز كه گرسنه‌ام ، به خدا تضرع مىكنم و از او مىخواهم ، و آن روز كه سير باشم ، به شكر و سپاسگزارى از پروردگارم مىپردازم ، پس جبرييل به او گفت : به هر خيرى موفق شدى اى محمد » . سپس على - عليه السلام - گفت : « اى دختركم ! دنيا خانهء غرور و فريب و سستى و خوارى است ، پس هر كه چيزى بدهد آن را باز خواهد يافت ! به خدا چيزى نخواهم خورد مگر اين كه يكى از دو نانخورش را بردارى » پس چون آن را برداشتم به سوى خوراك رفت و يك قرص را با نمك نيمكوب خورد و سپس شكر خدا كرد و به نماز برخاست و نماز خواند . . . » . « 22 »

--> ( 22 ) - بحار الانوار ، ج 42 ، ص 276 .