السيد محمد تقي المدرسي (مترجم: آرام)
295
تفسير هدايت (فارسى)
عبرت گيرنده كيست ؟ - از دور جاى دست به مردگان يازيدند - و به آنان نازيدند - آيا بدانجا مىنازند كه پدرانشان خفتهاند ، يا به كسان بسيارى كه در كام مرگ فرو رفتهاند ؟ خواهند كالبدهاى خفته بيدار شود ، و جنبشهاى آسوده در كار . حالى كه مايهء پند باشند بهتر است تا وسيلهء فخر و بزرگوارى ، و در آستانهء خواريشان فرود آرند خردمندانهتر تا نشاندن در سرير بزرگوارى . با ديدهء تار بدانها نگريستند ، و نابخردانه نگريستند كه چيستند » . « 3 » از عبرتهاى تاريخ است آنچه راويان از سرنوشت آن فزونى بالان و فخر فروشان به يكديگر گفتهاند ، قتاده گفته است : آنان مىگفتند كه ما از بنى فلان بيشتريم ، و از بنى فلان نيرومندتر ، و هر روز بر زمين مىافتادند و مىمردند تا همگى از ميان رفتند ، و چنين بودند تا همگان از اهل قبور شدند . « 4 » آخرين سخن : آدمى پيوسته در آن مىكوشد تا مال و فرزند بيشتر پيدا كند ، تا به جايى مىرسد كه همهء نيروهاى او رو به كاستى مىرود ، و چون به آرزوى خود رسيد به نازيدن به در گذشتگان مىپردازد و به ساكنان گورهاى كهنه تكاثر مىكند . چه چيز آدمى را از ديدار حقيقت باز داشته و او را به گمراهى كشانيده ؟ ! چرا از مردگان قوم خود پند نمىگيرد و نمىگويد كه من نيز / 315 پس از ايشان خواهم رفت ، و بهتر آن است كه از مشغول شدن به دنيا خوددارى كنم ، بدان سبب كه مىدانم كه من هم به منازل گذشتگان در خواهم آمد ! [ 2 ] آدمى پيوسته در غفلت خود باقى است و به نازيدن به داراييهاى نابود شدهء دنيا مشغول ، تا آن گاه كه گورستانها را ديدار كند ، و خانهء وحشت خويش را تاريك و روشن ناشدهء با چراغهاى صلاح و فلاح ببيند ، كه ديگر در آن روزنه مال براى او سودى دارد و نه فرزند ، و نه بزرگى به كار او مىآيد و نه شرف و افتخار دنيايى .
--> ( 3 ) - همان مصدر ، ص 661 به نقل از نهج البلاغه ( ص 252 از ترجمهء دكتر سيد جعفر شهيدى ) . ( 4 ) - القرطبى ، ج 10 ، ص 169 .