السيد محمد تقي المدرسي (مترجم: آرام)

277

تفسير هدايت (فارسى)

مأموريت روانه ساخت ، از جز راه معمولى به راه افتاد ، و سخت در رفتن شتاب كرد ، و چون سرزمين ايشان را در ميان گرفت ، صبحگاهان در حال غفلت آنان بر ايشان حمله برد و تا اسبان به ميان ايشان رسيدند بىخبر ماندند ، و على و همراهان با اسيران و اموالى به نزد رسول اللَّه بازگشتند و اين سوره نازل شد » . « 2 » [ 6 ] سوگند به همهء اين فداكارى و از خود گذشتگى بزرگى كه در نبردهاى جهاد كنندگان مشاهده مىشود ، و سوگند به اين قصه‌هاى بلندى كه با ايمان و يقين قلبهاى خود به آن صعود كردند : كه انسان طبيعتى آميختهء با كفران نعمت دارد ، و نمىتواند بدون جهاد كردن با نفس خود و پاك كردن آن به افقهاى از خود گذشتگى برسد . « إِنَّ الْإِنْسانَ لِرَبِّهِ لَكَنُودٌ - كه آدمى ، بنا بر طبع ، نسبت به پروردگار خود ناسپاس است . » هر جا كه از كلمهء « انسان » ذكرى به ميان آيد ، ظاهرا ، مقصود طبيعت نخستين انسان و پيش از تزكيه و تعليم است ، و براى « كنود » تفسيرهاى مختلفى آمده است كه كافر نعمت و عاصى و بخيل و . . . از جملهء آنها است ، و بعضى گفته‌اند : مقصود كسى است كه نعمت اندك را كفران مىكند و بسيار آن را شكر نمىگزارد . چنان مىنمايد كه صفات بد چنان است كه بعضى از آنها بعضى ديگر را فرا مىگيرد و در نتيجه معنى كلمه‌اى كه دلالت بر يكى از آنها دارد گم مىشود و مردمان در آن خصوص با يكديگر اختلاف پيدا مىكنند ، و گاه كلمه‌اى چنان است كه گويى / 293 براى نشان دادن همهء آن صفات بد وضع شده است ، چنان كه پيش از اين در خصوص معنى كلمهء « عتل » به اين مطلب اشاره كرديم و اگر بخواهيم بگوييم كه كلمهء « كنود » معنى يگانه دارد ، بهتر است اين معنى را بخيل در نظر بگيريم بدان

--> ( 2 ) - همان منبع ، ص 252 با تصرف و اختصار ، نيز رجوع كنيد به بحار الانوار ، ج 21 ، ص 66 ، و همچنين مجمع البيان ، ج 10 ، ص 528 .