السيد محمد تقي المدرسي (مترجم: آرام)

231

تفسير هدايت (فارسى)

صاحب همه چيز مىدانند و چنان تصور مىكنند كه خدا به صورت مطلق كارها را به خود ايشان تفويض كرده است ، پس نه ثواب و عقاب است و نه مسئوليت و اخلاق ، و گروهى او را بيچاره و مضطرى تصور مىكنند كه هيچ آزادى و اختيارى ندارد و همه چيز به قضا و قدر مىگذرد . ولى حقيقت امرى در ميان اين دو امر است : نه جبر است ، بدان سبب كه ما به يقين مىدانيم كه قرار ما در زندگيمان مؤثر است ، مگر بنا بر خواست و قرار خودمان نمىخوريم و نمىآشاميم و نمىرويم و نمىآييم ؟ و نيز تفويض هم نيست ، بدان سبب كه بسيار كارها است كه هيچ به دست ما نيست : اين كه چگونه به دنيا مىآييم ، و در كجا از دنيا مىرويم ، / 246 و فردا چه خواهيم كرد ، و چگونه قضاى الاهى ميان آنچه مىخواهيم و آنچه به آن مىرسيم حايل مىشود ، و چه بسيار شده است كه تقدير نگذاشته است كه به آنچه نقشه‌ريزى دقيق براى رسيدن به آن كرده بوده است برسى ؟ ! آرى ، خدا به اندازه‌اى به انسان مشيت بخشيده است تا با آن سرنوشت و راه رفتن خويش را به دست خود گيرد ، و به جانب دوزخ روانه شود يا به سوى فردوس ، ولى اين بدان معنى نيست كه با نيرومندى ذاتى خود و با اقدام خويش به بهشت يا جهنم خواهد رفت ، بلكه اين خدا است كه او را با كارهاى نيك و شايسته‌اش به دوزخ مىافكند ، يا با كارهاى خوب و پسنديده‌اش از ساكنان بهشت قرار مىدهد . بنا بر اين انسان حق انتخاب و اختيار دارد ، ولى خداى متعال است كه سعادت يا شقاوتى را كه آدمى اختيار كرده است تحقق مىبخشد و « إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ - و خدا وضع زندگى قومى را تغيير نمىدهد مگر اين كه آنچه را كه در نفوس و جانهاى خود دارند تغيير دهند » ، و از اين جا است كه اهميت دعا و مخصوصا در شب قدر كه بهار دعا است آشكار مىشود ، و گاه تمام زندگى آدمى در اين شب دگرگون مىشود ، پس چه اندازه بايد آدمى ناكام و بدبخت باشد كه اين شب بر او بگذرد بى آن كه بتواند از آن چيزى براى خود به دست آورد .