السيد محمد تقي المدرسي (مترجم: آرام)
216
تفسير هدايت (فارسى)
« لَئِنْ لَمْ يَنْتَهِ لَنَسْفَعاً بِالنَّاصِيَةِ - اگر به كار خود پايان ندهد ، فرماييم كه او را سخت با موهاى بالاى پيشانيش بگيرند . » / 228 شايد گرفتن موهاى جلو سر ، يعنى ناصيه ، به آن دليل باشد كه در پيش روى وى و عزيزترين چيز در آن است . هنگامى كه نيرومندى غيب در تعادل مبارزهء انسان با نظير خود وارد مىشود ، معادله تغيير كلى پيدا مىكند ، آيا در اين ظلمى نيست ؟ هرگز ، بدان سبب كه خداى تعالى به بيهوده چنين نمىكند ، بلكه پس از آن است كه بيم داده و شخص از توجه كردن به آن خوددارى كرده باشد . « ناصِيَةٍ كاذِبَةٍ خاطِئَةٍ - موهاى پيش سر دروغگويى خطاكار . » كه به حق دروغ بسته ، و خدا را مورد تهمت قرار داده ، و عمدا در انتخاب راه خود خطا كرده ، و همهء اين اوصاف منطبق بر عالمان بدى است كه به نام دين از رفتن مردمان در راه دين ممانعت به عمل مىآورند . [ 17 ] آنان چنان گمان دارند كه شريكان خدا در آن روز ترسناك ، همچون در دنيا ، سودى براى ايشان دارند ، و با اين گمان ساده از شدت آنچه به آن بيم داده شدهاند كاسته خواهد شد . هرگز چنين نيست . . . آنان را به حال خود واگذار تا همهء اهل مجلس ياران خويش را گرد كنند و ببينند كه خدا چگونه مأموران عذاب را به انجام دادن وظيفهشان مىخواند ! « فَلْيَدْعُ نادِيَهُ - پس بگذار كه اهل مجلس خود را فراخواند . » به نظر من به كار بردن كلمهء نادى كه نامى براى محل اجتماع است - يعنى مكان اهل نادى - براى اشاره كردن به همهء اهل نادى است ، چنان كه خداى تعالى در « و اسأل القرية » منظورش همهء كسان موجود در قريه و شهر بوده است . [ 18 ] « سَنَدْعُ الزَّبانِيَةَ - به زودى پاسبانان دوزخ را فراخواهيم خواند . » / 229 دربارهء اين آيه از ابن عباس روايت شده است كه گفت : هنگامى كه ابو جهل به نزديك پيامبر آمد ، او را از خود راند ، و ابو جهل گفت : آيا مرا مىرانى اى