السيد محمد تقي المدرسي (مترجم: آرام)
208
تفسير هدايت (فارسى)
خواندن وضوحى بيشتر از شنيدن دارد ، زيرا كه سبب ايجاد عمل متقابلى است ميان انسان و نصّى كه بر وى خوانده مىشود كه بسيار بيشتر از گوش دادن محض به آن است ، و شايد كتاب پروردگار ما به همين جهت به نام قرآن خوانده شده است . ولى قرائت به صورت كلى مطلوب نيست ، بلكه در مورد آنچه به نام خدا آغاز مىشود چنين است ، براى چه ؟ چرا كه نام خدا هدف از خواندن را محدود و معين مىكند . اين خواندن براى دست يافتن به برترى بر مردمان و در خدمت گردنكشان بودن و گمراه كردن مردمان ساده لوح نيست ، بلكه براى تزكيهء نفس و خدمت كردن به ايشان و هدايت همگان صورت مىگيرد . / 221 در آن هنگام كه علم - و وسيلهء آن قرائت - به نام خدا باشد ، پادشاهان را خواهى ديد كه بر در خانههاى علما و دانشمندان صف كشيدهاند و مردمان در پيرامون ايشان گرد آمدهاند ، و پادشاهان ايشان را در مبارزههاى خود بر ضد نعمت پرستان و مستكبران سرپرستى مىكنند . [ 2 ] و خدا آدمى را از علقه ، يعنى از خونى بسته ، آفريد و پيش از آن او را به صورت آبى پست آفريده بود و سپس چندان بزرگش داشت كه بر بيشتر آفريدههاى او برترى يافت . چه انتقال و تفاوت عظيمى ميان حالت همچون خون بسته و ميان انسانى وجود دارد كه استوار بر روى گامهاى خويش پيش مىرود ؟ ! هر كس اندكى از آفرينش آدمى و آيات بزرگى كه خدا در جان و تن او قرار داده است آگاه باشد ، ناگزير از اين انتقال عظيم مبهوت خواهد شد ، آيا چنين نيست ؟ ولى اكنون انتقال بزرگترى چشم به راه او است ، كه اين بار لازم است انتقال با عزم و ارادهء خود انسان و رحمتى از پروردگار او صورت پذير شود . و آن انتقال تمدنى از حالت انسان بىسواد به حالت انسانى است كه به نام پروردگار خويش مىخواند ، و شايد آيه بدين سبب آمده باشد كه ما را به ياد اصل آفرينش انسان بياندازد . « خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ عَلَقٍ - آدمى را از خون بسته آفريد . » هر كس در قدرت انسان براى عروج به پايگاههاى بلند شك داشته باشد ،