السيد محمد تقي المدرسي (مترجم: آرام)

206

تفسير هدايت (فارسى)

سرگردان بودند ، و بيراههء فتنه را مىپيمودند . هوا و هوسشان سرگشته ساخته ، بزرگى خواهيشان به فرودستى انداخته . از نادانى جاهليت خوار ، سرگردان و در كار نااستوار ، به بلاى نادانى گرفتار . او كه درود خدا بر وى باد ، خيرخواهى را به نهايت رساند ، به راه راست رفت ، و از طريق حكمت و موعظهء نيكو مردم را به خدا خواند » . « 4 » محمد - صلى اللَّه عليه و آله - در آن شك نكرد كه اين وحيى است كه به او مىرسد ، بدان سبب كه خدا / 219 كسى را كه در وحى او شك كند ، به فرستادگى اختيار نمىكند : ابراهيم - عليه السلام - در آن شك نكرد كه رؤياى او حق است و به كشتن پسرش مبادرت كرد ، و موسى - عليه السلام - در اين شك نكرد كه آن كس كه نزديك درخت با او سخن مىگويد خدا است ، و به همين سبب با تمام اندامهاى خود به خواندن او پرداخت ، و مريم در آن شك نكرد كه خدا پسر پاكيزه‌اى به او عطا كرده است ، به همان گونه كه عيسى بن مريم - عليهما السلام - در آن شك نكرد كه بنده و فرستادهء خدا به سوى بنى اسراييل است ، پس آيا اين معقول است كه خاتم پيامبران كه شريفترين و بزرگترين آنان است در اين شك كند ؟ ! نور خورشيد دليل آن است ، و نور علم دليل علم ، و اطمينان يقين گواهى راستگو بر آن ، و وحى آشكارى و وضوحى بيش از خورشيد ، و نورى بيش از علم ، و آرامش و اطمينانى بيش از يقين دارد . آيا وحى از خدا و خدا گواه بر آن نيست ، پس چگونه ممكن است فرستادهء خدا در آن شك كند ؟ آيا خدا توانايى آن ندارد كه به فرستادهء خود چيزى براى رسيدن او به يقين نشان دهد ، يا كسى را بر مردمان مبعوث كند كه شكى در وحى نداشته باشد ؟ البته كه دارد . براى من اين امكان وجود ندارد كه به رواياتى در پيرامون رسول باور كنم

--> ( 4 ) - همان منبع ، خطبهء 95 .