السيد محمد تقي المدرسي (مترجم: آرام)
32
تفسير هدايت (فارسى)
مشرق / 29 و مغرب و آنچه در ميان آنها است شايستهتر است ، چه همه كاينات هر يك جدا جدا نشانههايى بر پروردگارى او است ، و اين كه همه آفريدههاى او هستند . و در آيه تناسبى ميان اشاره به حركت برآمدن و فرو شدن جهانى و ميان اسم ( ربّ ) به اعتبار اين كه هر دو نمودار و آيتى از ربوبيتى است كه معنى پروردن و نو كردن و اضافه كردن بر آفرينش از آن استفاده مىشود ، و نيز تناسبى با قيام در شب و سبح و گشت و گذار روزانه دارد كه اين هر دو به برآمدن خورشيد و فرو شدن آن وابسته است . چون انسان نظر و انديشه خويش را به مشرق و مغرب متوجه سازد و در آنها تدبر كند ، حقيقت توحيد براى او تجسم پيدا مىكند ، چه بر او اين واقعيت مكشوف مىشود كه به هيچ چيز آفريده نمىتوان اعتماد كرد ، بدان روى كه طلوع و غروبى دارد ، مگر بر پروردگار واحد و احدى كه پيش از آفرينش جهان وجود داشته و پس از نابود شدن همه چيزها باقى خواهد ماند . لا إِلهَ إِلَّا هُوَ فَاتَّخِذْهُ وَكِيلًا معبودى جز او وجود ندارد ، پس او را وكيل و كارساز خود گير . » جز او را براى پرستش اختيار مكن ، چه آن تغييرپذير است و در معرض زوال قرار دارد و به همين سبب شايسته توكل كردن و اعتماد داشتن به آن نيست . علامه طبرسى گفته است : او را محافظ و قيام كننده به امر خود برگزين ؛ و به قولى : او را براى وعدههايى كه به تو داده است كافى بدان و به او اعتماد كن و كار خويش به او واگذار كه او را بهترين حافظ و نگاهبان خواهى يافت . « 48 » و در فتح القدير آمده است : يعنى چون او را مخصوص ربوبيّت شناختى ، پس وى را وكيل خود قرار ده . « 49 » [ 10 ] و نيازمندى انسان مكتبى به توكل بر خدا و يكتا پرستيدن او و تنها به
--> ( 48 ) - همان جا . ( 49 ) - فتح القدير ، ج 5 ، ص 318 .