السيد محمد تقي المدرسي (مترجم: آرام)
11
تفسير هدايت (فارسى)
زمستان و آگاهى او به اسرار دلهاست . اين همه ما را وادار به انفاق در راه خدا مىكند ، كه همان موضوع درس آينده است . شرح آيات : [ 1 ] بودنيها را خود آگاهى و شعورى است كه به مدد آن ، هر يك به اندازه و به زبان خود ، به تسبيح پروردگار خويش مىپردازند . هنگامى كه خواه به عين ذات و هستى خود يا به آفاق آفرينش ( و ديگر بودنيها ) بنگرند جلوه نماييهاى پروردگار را مىبينند . و با درك ناتوانى ذات بودنيها به توانايى خداى تعالى راه مىبرند ، و با توجّه به نابودى آنها به بقا و جاودانگى ذات سبحان او ، و از حدوث و پديد آمدن آنها بدين حقيقت كه او قايم به ذات خود است و همواره بوده و جاودانه خواهد بود و هرگز نابود نمىشود . امّا چون به آفاق درنگرند ، به هر جا چشم اندازند آثار آفرينش و تدبير خداى تعالى عيان است ، از اين رو تمام آفريدگان او را از نقص و عيب منزّه مىدانند ( و تسبيح و تنزيه مىكنند ) . « سَبَّحَ لِلَّهِ ما فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ هر چه در آسمانها و زمين است خدا را تسبيح مىكند . » اين تسبيح همزمان با هستى هر آفريدهاى است ، و از همان نخستين لحظهاى كه پروردگار آن را از پس نيستى به جهان هستى مىآورد با آن همراه است . اما چيزها چگونه پروردگار خود را تسبيح مىگويند ( و مىستايند ) ؟ براى اين امر دو معنى را تصوّر مىكنيم : نخست : براستى آفرينش هر چيز دلالت بر نارسايى و ناتوانى و محدود بودن آن دارد ، و اين حقيقت به نوبهء خود گواهى است راستين بر كمال آفرينندهء آن چيز و توانايى و فرا بودن او از حدّ و قيد ، و سپس گواهى است راستين بر اين كه او سبّوح « 1 »
--> ( 1 ) - پاك و زدوده از هر بدى - م .