السيد محمد تقي المدرسي (مترجم: آرام)

19

تفسير هدايت (فارسى)

نزديك مىشود شتاب او بيشتر مىشود و بيشتر تحت تأثير جاذبهء زمين قرار مىگيرد و مقاومتش كمتر و كمتر مىشود . اكنون اين سؤال پيش مىآيد كه چرا انسان به اين مرحله از گمراهى نزول مىكند تا آنجا كه آيات خدا را تكذيب مىكند / 21 و آنها را مسخره مىنمايد ؟ جواب اين است كه انسان در درون خود قوه‌اى دارد كه هر چيز را كه بخواهد توجيه مىكند . مثلا يتيمى را مىبيند كه قرص نانى در دست دارد . قرص نان را از او مىربايد . در اين هنگام مورد عتاب و جدان قرار مىگيرد . فورا شمارى از توجيهات او را از شكنجه و جدان مىرهانند . مثلا مىگويد من هم گرسنه بودم و حال آن كه آن يتيم اگر كاملا سير نبود ولى گرسنگىاش به اندازه گرسنگى من نبود . ديگر آن كه مردم به يتيم به عنوان اين كه يتيم است هم آن را ندزديده باشد و گرنه چرا آن را دور از انظار مىخورد . سرانجام چه كسى گفته است كه بايد به يتيم محبت نمود ؟ كم كم در اثر اين توجيهات وجدانش آرام مىگيرد و دزدى عادت او مىشود و به صورت يك مجرم حرفه‌اى در مىآيد . فرعون و نمرود و ساير مستكبرين چنين بودند آنان از آغاز دعوى خدايى نكردند . بلكه شيطان نخست ياد خدا را از دلهايشان زدود و آنان نخست آيات خدا را دروغ شمردند و كم كم آنها را مورد استهزاء قرار دادند . پس هر كس بايد متوجه آخرين قدم خود باشد كه در كجا فرود مىآيد : « ثُمَّ كانَ عاقِبَةَ الَّذِينَ أَساؤُا السُّواى أَنْ كَذَّبُوا بِآياتِ اللَّهِ وَ كانُوا بِها يَسْتَهْزِؤُنَ - سپس عاقبت آن كسان كه مرتكب كارهاى بد شده‌اند ناگوارتر بود ، زيرا اينان آيات خدا را دروغ انگاشتند و آنها را به مسخره گرفتند . » به خدا پناه مىبريم بشر ناتوان حقير و نيازمند نه تنها آيات خدا را دروغ مىانگارد ، كه آنها را به ريشخند هم مىگيرد .