السيد محمد تقي المدرسي (مترجم: آرام)
30
تفسير هدايت (فارسى)
« وَ جَعَلَنِي مِنَ الْمُرْسَلِينَ - و مرا از فرستاده شدگان قرار داد ، » و از كلمهء « جعلنى » اين طور استنباط مىكنيم كه صاحب رسالت حاكم و خليفهء خدا در زمين است ، و اين منصب نيازمند قرار و منصوب كردن است . / 31 [ 22 ] و موسى جدل فرعون را كه گفت : أَ لَمْ نُرَبِّكَ فِينا وَلِيداً بدين گونه داد كه : به بردگى گرفتن بنى اسراييل و كشتن پسران و زنده بر جاى گذاشتن زنان ايشان ، و به خدمت گرفتن بعضى از آنان براى پرورش بعضى ديگر را به زور ، همه از عيبهاى تو مىدانم ، و اين كه مرا تربيت كردهاى در مقابل آن كارهاى زشت چه ارجى مىتواند داشته باشد تا به سبب آن بر من منت گذارى ، در صورتى كه من تو را به اين كارهاى زشت ملامت مىكنم . چه كسى موسى را در كودكى بزرگ كرد و پرورش داد ؟ مگر خود بنى اسراييل به فرمان فرعون متصدى اين كار نبودند ، و سپس چه چيز مادر موسى را به آن برانگيخت كه نوزاد خويش را در صندوقى قرار دهد و سپس او را در رود نيل بيفكند ، و چه كس اين حق را به فرعون عطا كرد كه اين يك را بكشد و آن يك را عفو كند ، و مالهاى اين يك را بدزدد و آنها را در نزد آن يك قرار دهد . آيا اين همه جريمه و گناه نيست كه مىبايستى فرعون كيفر آنها را بچشد ، فرعونى كه همه ستمگرى و گردنكشى است و هيچ نعمتى از او نيست تا بدان سپاسگزارى او كنند ! « وَ تِلْكَ نِعْمَةٌ تَمُنُّها عَلَيَّ أَنْ عَبَّدْتَ بَنِي إِسْرائِيلَ - و آيا اين نعمت است كه بنى اسراييل را به بردگى گرفتهاى و منّت آن را بر من مىنهى ؟ » و از اين آيه دو انديشه به ما الهام مىشود : الف : اين كه واجب است فرعونان هر زمان را كه گمان مىكنند ايشان را بر مردمان منتى است سنگى به حلقشان كنند و جانشان را بگيرند ، چه همهء تصرفاتى كه در زندگى بندگان خدا مىكنند از جرايمى است كه بدون اجازهء خدا صورت گرفته است و مردمان نيز رسيدگى و فرمانروايى برايشان و كارهاشان بر عهدهء آنان قرار نداده بودهاند .