السيد محمد تقي المدرسي (مترجم: آرام)

26

تفسير هدايت (فارسى)

مىپردازند ، چنان كه موسى كه زمانى در نزد مردم منسوب و وابستهء به فرعون به شمار مىرفت ، بر او خروج كرد و سلطنت او را ويران كرد ، و ناگهان مؤمن آل فرعون كه در دربار او به سر مىبرد ، به شورش بر ضد او برخاست ، و آسيه دختر مزاحم و همسر فرعون به يارى حق برخاست و خود را در راه خدا قربانى كرد ، و چنين بود كه اصحاب غار ( كهف ) كه وزيران طاغوت زمان خويش ( دقيانوس ) بودند ، به راه راست پروردگار خويش بازگشتند . سپس فرعون گفت : « وَ لَبِثْتَ فِينا مِنْ عُمُرِكَ سِنِينَ - و سالها از عمرت را در ميان ما گذراندى . » و طاغيان بدين گونه سخن مىگويند : آيا راهها را براى رفتن هموار نكرديم ، و بيمارستانها بنا ننهاديم ؟ آيا از دانشگاههاى ما هزاران دانشجو فارغ التحصيل نشدند ؟ و آيا اقتصاد سرزمين ما در راه پيشرفت نيفتاد ؟ آنان دو بار خطا مىكنند ، نخست : از آن روى كه پيشرفت مادّى را دليل بر سلامت برنامهء خود مىگيرند ، در صورتى كه پيشرفت مادى گاه نتيجهء عوامل ديگرى همچون به كار افتادن چاههاى نفت يا خوبى محصولات كشاورزى يا حتى كوششهاى مردم از دانشمندان و مديران ادارات و بازرگانان و كارگران و روستانشينان است . مردمان به كار برمىخيزند و فرمانروايان به نتيجهء كار آنان مىبالند ، در صورتى كه فخر و باليدن حكام مىبايستى به روان كردن عدالت و حفظ آزادى و فراهم آوردن فرصتهايى براى كمال معنوى و روحى بوده باشد . ثانيا : در آن هنگام كه ارقام نادرستى را در محاسبات به مردم نشان مىدهند ، و فقط بخشهاى روشن را به تفصيل مورد بحث قرار مىدهند و از ذكر نتايج منفى خوددارى مىكنند ، و اگر شخصى دربارهء آنها سخن بگويد و گوشه‌اى بزند ، چنان مىكنند كه ديگر كسى جرأت چنين كارى را نداشته باشد و رسواييهاى ايشان آشكار نشود . / 28 فرعون بر موسى از آن روى منّت نهاد كه به او اجازه داد كه همچون