السيد محمد تقي المدرسي (مترجم: آرام)

23

تفسير هدايت (فارسى)

مىپردازد : اولا : او ولى نعمت موسى است ، پس وى چگونه از فرمانبردارى او خارج شده ؟ ! ثانيا : موسى يكى از قوم او را كشته و ( بنا بر قوانين كشور او ) كافر است ، و موسى به او پاسخ مىدهد كه او كافر نبوده است ، بلكه از راهنمايى پروردگار و رسالتهاى او بى بهره بوده ، و از آن روى از مصر گريخته كه از ستمگرى فرعون هراس داشته است ، ولى اكنون وضع به صورتى ديگر است ، چه خداوند متعال به او فرمانى داده و پيشوا شده است و بر فرعون فرمانبردارى از او واجب است ، و او را خدا به فرستادگى از جانب خود براى راهنمايى مردمان به اطاعت از خداوند قادر مطلق جهان مأمور كرده است و بر مردمان فرمانبردارى از او واجب است ؛ و ديگر اين كه : به بندگى گرفته شدن بنى اسراييل ( كه او هم يكى از آنان بوده ) منتى نيست كه از وى خواستار امتنان و تحمل منت شود ، و بنا بر اين منت گذاشتن وى بر او كه مدتى از عمر خود را در نزد او گذرانده است ، درست نيست . / 25 ثالثا : فرعون هنگامى كه دربارهء پروردگار جهانيان مجادله مىكند - و شايد دربارهء ماهيت او پرسشى كرده بوده است - ، با اين پاسخ موسى رو به رو مىشود كه : او « پروردگار آسمانها و زمين است » ، و چون موجب استهزاى فرعون مىشود كه به كسان پيرامون خود مىگويد : « مگر نمىشنويد » كه اشارهء وى به قانع نشدن به پاسخ موسى است ، موسى چنين اضافه مىكند كه : خدا « پروردگار شما و پروردگار پدران و نياكان شما است » ، و آن گاه بار ديگر فرعون به ريشخند مىگويد كه : او « هر آينه ديوانه است » ، و موسى به سخن خود ادامه مىدهد و مىگويد : « خدا پروردگار خاور و باختر است » . پس چون فرعون با نيروى منطق موسى مواجه شد ، به منطق زور و قوه توسل جست و گفت : « اگر معبودى جز من اختيار كنى به زندانت خواهم افكند » . و موسى در مقابل تهديد فرعون ، به چالش پرداخت و گفت : من برهانى در اختيار دارم ، و چون خواستار ديدن آن برهان شد ، عصاى خويش را بر زمين افكند