السيد محمد تقي المدرسي (مترجم: آرام)

29

تفسير هدايت (فارسى)

است كه به دو رسيده ، پس او تا وقتى آن خير به وى مىرسد از رهبرى پيامبر پيروى مىكند . « وَ إِنْ أَصابَتْهُ فِتْنَةٌ انْقَلَبَ عَلى وَجْهِهِ - و اگر آزمايشى پيش آيد و گرفتار فتنه‌اى شود رخ برتابد . . . » شايد « انقلب على وجهه » تعبير از دگرگونى كلّى و به صورتى ناگهانى باشد كه رابطهء خود را به كلى با مؤمنان مىگسلد و كاملا در صف كافران قرار مىگيرد . خداوند از اينان چنين سخن مىگويد : « خَسِرَ الدُّنْيا وَ الْآخِرَةَ - در دنيا و آخرت زيان بيند . . . » زيرا انسانى كه با شك رفتار مىكند در دنيا كالايى به دست نمىآورد و در آخرت نيز به مزدى دست نمىيابد ، چون در دنيا همراه مؤمنان بوده و ايشان عادتا گرفتار سختيها هستند و در شرايطى دشوار از بينوايى و محروميّت و در بدرى زندگى مىكنند ، امّا در آخرت هنگامى كه خدا پاداش مؤمنان را مىدهد وى در شمار ايشان محسوب نمىشود ، زيرا دلش وابسته به كافران بوده و از اين رو همان چيزى را به دست مىآورد كه به كافران مىرسد . قرآن به شدّت بر عذاب اينان تأكيد مىكند ، زيرا بيشتر مردم ادّعاى ايمان مىكنند امّا براستى از اين گروهند ، آنها در شرايط آرامش و صلح و امنيّت نماز مىگزارند امّا اگر كار سخت شد و نماز جرمى محسوب گرديد كه مجازات قانونى در پى دارد ، آنها ديگر آمادهء نماز گزارى نيستند ، آنها همراه دگرگونيهاى سياست يا اقتصاد يا اجتماع ، چون پرى در معرض باد ، حركت مىكنند . كلمهء « حرف » در احاديث به « شكّ » تفسير شده و بارزترين مظاهر حرفى بودن ( يعنى شك و ترديد داشتن ) در / 29 زندگى اينان پيوستن آنها به رهبريهاى رسالتى مطابق قانون حرفى بودن ( و شك و ترديد داشتن ) است . وقتى رهبرى را در حال پيروزى ببينند با آن همراهند و هر گاه عكس اين را ملاحظه كنند از آن روى