السيد محمد تقي المدرسي (مترجم: آرام)
26
تفسير هدايت (فارسى)
مجادله مىكند . . . » و مىگويد : آيا خدا قادر است كه مردگان را برانگيزد ؟ يا چنين كند ؟ و براى چه ؟ ما از اين آيه در مىيابيم كه : ايمان به رستاخيز فرع ايمان به خدا و به نامهاى او از جمله قدرت و حكمت ( قدير و حكيم ) و بلكه ايمان به ديگر حقايق دين است كه همه فرع شناخت نسبت به خداست ، شناختى كه مىسزد او را با عظمتش و حكمتش و مهربانيش به بندگان خود شناخت . « بِغَيْرِ عِلْمٍ وَ لا هُدىً وَ لا كِتابٍ مُنِيرٍ - بىهيچ دانشى و هيچ راهنمايى و هيچ كتابى روشنى بخش . » حقايق اين كلمات كه هر كس بدانها چنگ درزند رستگار مىشود چيست ؟ الف : دانش ، كه همان نور و پرتو خرد است ، و همان گشوده شدن حقايق براى دل به نور خداست ، / 26 بدان درجه كه صاحب خود را از پيروى دليل يا جست و جوى حجّت بىنياز مىسازد . ب : رهيابى و هدايت كه سطحى پايينتر از دانش دارد ، مانند كسى كه در بيابانى سرگردان راه مىرود ناگهان نشانهاى را از دور مىبيند كه او را به سمتى كه بايد از آن سمت برود راهنمايى مىكند . تفاوت بين اين دو سطح ( ميان دانشمند و رهياب ) آن است كه دانشمند نقشهاى مفصّل و با جزئيّات دارد كه مىتواند در رهنوردى خود به سوى خدا بدان اعتماد كند ، و از اين رو نيازى به نشانه ندارد ، امّا رهياب مانند كسى است كه نورى را كه راه او را روشن مىسازد دنبال مىكند . ج : كتاب روشنى بخش ، اگر انسان نه دانشمند باشد و نه رهياب ناگزير در دنبال و به رهنمايى دانشمندى روان مىشود ، چنان كه گروهى از مردم در بيابانى پشت سر راهنمايى راه مىپيمايند ، و راهنما همان دانشمند است ، و اين راهنما مىتواند كتاب باشد كه به هر سو برود و نشان دهد ، رهنوردان به دنبالش راه مىپيمايند .