السيد محمد تقي المدرسي (مترجم: آرام)

21

تفسير هدايت (فارسى)

بنا بر اين دامن همت بر كمر مىزند و تا پايان پايدارى مىورزد و آن مهم به انجام مىرساند ؛ هر چند سر بر سر آن نهد . خداى تعالى به يحيى امر مىكند كه امر رسالت را به پايان رساند و زندگى خويش وقف آن كند . شايد به همين علت است كه يحيى هم چنان مجرد باقى مىماند . همانگونه كه عيسى ( ع ) مجرد زيست تا جزء جزء زندگىاش را در راه رسالت الهى خويش به كار برد . اين سؤال پيش مىآيد كه مراد از « حكم » در آيه چيست و چرا خداى تعالى آن را به كودكى عطا كرد . جواب به چند گونه تواند بود : يكى آن كه : مىخواست پدر بزرگوار او زكريا را تجليل كند ، تا براى بنى اسراييل و همه مردم جهان نشانه‌اى باشد . يحيى آمده بود تا امت را كه به راه كج مىرفت بر جادهء صواب اندازد . و براى تحقق اين هدف هم جان فدا كرد . مسلم است كسى كه چنين مقصد و مقصودى داشته باشد هدف تير تهمت مدعيان گمراه كننده خواهد بود . پس خداى تعالى براى صدق مدعايش او را نشانه‌اى عطا كرد . ديگر آن كه : به يحيى از همان آغاز كودكى وحى نازل مىشد و در حديث به جا مانده از ابو الحسن على بن موسى الرضا ( ع ) آمده است كه : / 22 « كودكان به يحيى گفتند بيا برويم بازى كنيم . يحيى گفت ما براى بازى كردن آفريده نشده‌ايم » . اين است كه مىفرمايد و در كودكى بر او دانايى داديم . هنگامى كه زكريا از خداى سبحان خواست كه او را فرزندى عنايت كند خداى تعالى خواست او را به گونه‌اى كافى و وافى اجابت كرد و او را فرزندى داد كه مقام نبوت داشته باشد و از اقران به سبب مسئوليت رسالت برتر باشد . آن گاه او را در همان اوان كودكى مقام پيشوايى مردم داد . آرى ، زمانى كه از روى اخلاص و پاكدلى خدا را با تضرع و خشوع و در نهان بخوانيم خداى تعالى نه تنها دعاى ما اجابت مىكند ، بلكه ما را چيزى هم افزون عطا مىنمايد .