السيد محمد تقي المدرسي (مترجم: آرام)

19

تفسير هدايت (فارسى)

كجا خواهد رفت و اين آمدن و رفتن چگونه آغاز شده و انجامش چسان خواهد بود ، چه چيزهايى سبب سعادت او مىشود و بايد چه رفتارى داشته باشد كه با مصالح واقعىاش در تعارض و تضاد نباشد . آيا آدمى را نيازى به جستجو نيست ، آيا ممكن است يكى از ما بدون تحمل رنج و تعب راه خود را در زندگى پيدا كند ؟ هرگز . يكى از خوشبختيهاى ما افراد بشر اين است كه خدا بر ما منت نهاده راههاى زندگى را براى ما آشكار ساخته ما را بر سر جاده انداخته . / 19 اينك وظيفهء ماست كه چشمان خود نيك بگشاييم تا از رهنمودهاى پروردگارمان بهره‌مند شويم . اما اگر ديده فرو بنديم ، حتى نور خورشيد هم نمىتواند به چشمان فروبسته رسد . بنا بر اين شرط اول هدايت آمادگى روحى است براى پذيرش آن . اگر آدمى را چنين آمادگى نباشد و با يك پيشداورى عجولانه كفر را به جاى حق پندارد زودا كه از حق رخ برخواهد تافت و از آن هر چه دور تر خواهد شد . مثلا به گروهى مىپيوندد و هرگز در انديشهء آن نيست كه روزى از آن جدا گردد ، زيرا از همان آغاز در ذهن خود مقرر كرده كه با هر چه خلاف عقيده‌اش بود مخالفت ورزد و از آن اعراض كند . كافران كه از حق اعراض مىكنند نيز چنين حالتى دارند در ذهن خطا كارشان چنين جاى گرفته كه آنچه بدان باور يافته‌اند حق است و بايد از هر باور ديگرى رخ برتابند . وَ ما تَأْتِيهِمْ مِنْ آيَةٍ مِنْ آياتِ رَبِّهِمْ إِلَّا كانُوا عَنْها مُعْرِضِينَ و هيچ آيه‌اى از آيات پروردگارشان برايشان نازل نشد ، جز آن كه از آن رويگردان شدند . » در مجلسى كه آيات خدا تلاوت مىشد حاضر نمىشدند و اگر حاضر مىشدند گوش به سخن نمىسپردند ، اگر هم گوش مىدادند براى آن بود كه راه ابطال آنها بيابند ، نه براى هدايت يافتن . عاقبت مسخره كردن حق [ 5 ] كفار آيات پروردگارشان را بىارج مىشمردند و در واقع اين بىارج