السيد محمد تقي المدرسي (مترجم: آرام)
14
تفسير هدايت (فارسى)
خداوند آفرينندهء عدم و وجود است و مقدّر و مدبّر آنهاست . بسا كه ناظر به اين حقيقت باشد آنجا كه مىفرمايد : وَ جَعَلَ الظُّلُماتِ وَ النُّورَ و تاريكيها و روشنايى پديدار كرد . » يعنى تاريكيها نماد هر عدمى باشد و روشنايى نماد هر وجودى . در برابر اين قدرت و حكمت مطلقه از ما جز سپاس چه كار ساخته است ؟ سپاسگزارى همان موضع والايى است كه بايد در برابر پروردگارمان برگزينيم كه بسى از موضع كفار كه به پروردگارشان شرك مىورزند دور است . آنان خدا را با بتانى كه در فروترين درجات هستند يكسان مىشمارند و پروردگار ما از آنچه مشركانش وصف مىكنند بسى برتر و والاتر است . ثُمَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بِرَبِّهِمْ يَعْدِلُونَ با اين همه كافران با پروردگار خويش ديگرى را برابر مىدارند . » شك چرا و چگونه ؟ [ 2 ] آدمى در اين جهان پهناور محاط در حيطهء قدرت خداوند است و بايد كه به اين حقيقت اعتراف كند و در آن ترديد روا ندارد . زيرا شك گاه تصادفى است بىهيچ سابقه و گاه از هوا و هوس يا احساس و امثال آنها سرچشمه مىگيرد در مسئلهء خدا از اين گونه شك نشانى نمىيابيم زيرا خداوند آشكارتر از آن است كه بشر در آن شك كند . « 1 » / 14 خاستگاه اين ترديد بسته بودن ديدگان آدمى است از نگريستن در شواهد توحيد و رويگردانى از ادلّه و مجادله در حق است پس از يقين بدان .
--> ( 1 ) - در دعاى عرفهء حضرت امام حسين عليه السلام آمده است : « الهي ترددي في الآثار يوجب بعد المزار ، فاجمعني عليك بخدمة توصلني اليك . كيف يستدل عليك بما هو في وجوده مفتقر اليك . أ يكون لغيرك من الظهور ما ليس لك حتى يكون هو المظهر لك ! متى غبت حتى تحتاج الى دليل يدل عليك و متى بعدت حتى تكون الآثار هي التي توصل اليك . عميت عين لا تراك عليها رقيبا و خسرت صفقة عبد لم يجعل له من حبك نصيبا » . مفاتيح الجنان / 342 - دار الاضواء .