الشيخ حسين المظاهري

57

تهذيب نفس از ديدگاه قرآن (فارسى)

خداوند ! به خدا مىگويند : دروغ مىگويى . به خدا مىگويند : ظالمى . به خدا مىگويند اشتباه مىكنى . آن‌هم قسم مىخورند « يَوْمَ يَبْعَثُهُمُ اللّهُ جَميعاً فَيَحْلِفُونَ لَهُ كَما يَحْلِفُونَ لَكُمْ وَ يَحْسَبُونَ انَّهَمْ عَلي شَيْءٍ الا انَّهُمْ هَمُ الْكاذِبُونَ » ( مجادله / 18 و 19 ) . در روز قيامت افرادى هستند كه در مقابل حق قسم مىخورند و نسبت دروغ ، نسبت اشتباه ، نسبت ظلم به حق تعالى مىدهند . پروردگار مىگويد : ديديد كار به كجا مىرسد ؟ « انَّهُمْ هَمُ الْكاذِبُونَ » . اگر نباشد مقام خضوع ، اگر مقام تسليم نباشد ، ما اين هستيم . حال اگر طلبه باشد علمش خطر دارد ؛ شايد خداى نكرده كسروى ملعون از كار درآيد . حالا اگر با اين طرف و آن طرف زدنها تا لب نهر كوثر برسد و آن جا بخواهند او را ببرند نمىخواهد برود . شما مىدانيد كه هرجا او را بخواهد ببرند بايد با اجازه اميرالمؤمنين - سلام‌الله‌عليه - باشد . « يا حار همدان من يمت يرنى * من مؤمن او منافق قبلًا . . . . » « 1 » شخصى كه مىميرد ، هركه باشد على ( ع ) را مىبيند و با اجازه اميرالمؤمنين بايد برود . اميرالمؤمنين اجازه مىدهد به عزرائيل يا به آن ملكى كه مىخواهد قبض روحش بكند ، اجازه مىدهد جانش را به سختى بگيرد ، به اندازه‌اى سخت كه گويا رگها از بدنش بيرون كشيده مىشود . اين در مقابل على ( ع ) قد علم مىكند ، در مقابل عزرائيل ملك مقرب خدا هم قد علم مىكند و با حال تنفر از اميرالمؤمنين و عزرائيل از دنيا مىرود . آن آخرت است ، اين دنياست و آن دم مرگ است . لذا پيدا كردن مقام تسليم خيلى

--> ( 1 ) - نخستين بيت ، از اشعارى است كه به مولا اميرالمؤمنين ( ع ) نسبت داده شده و در ديوان حضرتش موجود است . در اكثر كتابها آن را به حضرت نسبت داده‌اند ، جز مرحوم مفيد در مجالس كه آن اشعار را از سروده‌هاى حميرى دانسته است . برخى هم مانند مرحوم قاضى شهيد محراب در پاورقيهاى انوار نعمانيه و مرحوم سيدمحسن امين عاملى در اعيان‌الشيعه ، اين قول اخير را تأييد كرده‌اند ، گرچه قول اول محكمتر است .