الشيخ حسين المظاهري

52

تهذيب نفس از ديدگاه قرآن (فارسى)

مقابل قرآن علم كردى ؟ چه‌طور مىشود در مقابل اوامر و نواهى خدا استحسان داشته باشيد و قياس داشته باشيد ؟ بعد با سه ، چهار تا مثال او را مجاب مىكرد . « 1 » وقتى مجابش مىكرد ، مىگفت كه : « مارايت افقه من جعفر بن محمد » « 2 » وقتى به اين‌جا مىرسيد اين را مىگفت ، اما آيا دست بر مىداشت ؟ نه . چرا ؟ براى اين كه روح تعبد و تسليم در دل او و در عقل او رسوخ نكرده بود . خطر طلبگى و دانشجويى عزيزان من ، در جلسه قبل صحبت كردم . طلبگى ، دانشجويى و علم ، مخصوصاً علم دين امتياز دارد . شماييد كه تشيع را تا اين‌جا رسانديد . عالم است ، علم است كه دنيا و آخرت انسانها را تأمين مىكند . اما خطر طلبگى خيلى بالاست ، چنان كه خطر علم بالاست . اگر علم با تواضع توأم باشد ، به قول امام صادق ( ع ) ، آن علم نافع است ، آن مثل درخت ميوه‌دارى است كه شاخه‌هايش پايين مىآيد براى اين كه مردم از آن استفاده كنند . اگر علم با تكبر توأم شد ، اگر علم با غرور توأم شد ، اگر علم با جاه‌طلبى توأم شد ، اگر علم با عجب توأم شد ، اگر تقوا با عجب توأم شد ، اين علمى است ، و اين تقوايى است كه به غير از ضرر براى خودش و جامعه چيزى ندارد . تكبر ، غرور علمى ، عجب علمى ، منيت ، مخصوصاً تفرعنى كه در همه انسانها هست ، بايد ريشه اين فرعونيت را سوزاند ، و الا فقط فرعون نيست كه « انَا رَبُّكُمُ الْاعْلي » ( نازعات / 24 ) مىگويد . هر كه به جايى برسد كه بتواند « انَا رَبُّكُمُ الْاعْلي » بگويد ، مىگويد ، مگر اين كه خودش را ساخته باشد . ديديم هم « انَا رَبُّكُمُ

--> ( 1 ) - به بحار ، ج 47 ، زندگانى امام صادق ( ع ) مراجعه شود . ( 2 ) - زندگانى امام جعفر صادق ( ع ) ، فضل‌الله كمپانى ، ص 143 .