الشيخ حسين المظاهري
42
تهذيب نفس از ديدگاه قرآن (فارسى)
« مأموربه » . اينكه پروردگار عالم امر و نهى كرده ، براى اين است كه عبد را بسازد و حالت تعبد و تسليم به اين انسان را بدهد . 3 - اينان گفتهاند : از اين جهت ، هر عبادتى كه تعبدش بيشتر ، فضيلتش نيز بيشتر است . 4 - گفتهاند : بعضى از اوامر و نواهى را عقل ما فىالجمله درك مىكند كه مصلحت دارد يا مفسده دارد . اوامر از اين نوع را ارشادى مىنامند . مىگويند : اينها براى تعبد و تسليم خوب است ، اما خوبتر از آن احكامى است مثل نماز يا حج . در اين عبادات ، گرچه مكلف ، به حكم قاعده « كلما حكم به الشرع ، حكم به العقل » « 1 » اجمالًا مىداند در آنچه بدان امر شده مصلحتى وجود دارد ، اما خصوصيت آن را نمىداند . مىداند كرنش در مقابل خدا بايد باشد و مصلحت ملزمه دارد . اما چرا نماز صبح دو ركعت و چرا حمد و سورهاش بلند است ، اين را نمىداند ، و دنيا هم پشتبهپشت يكديگر كند و بخواهد اين مسايل را درك كند نمىتواند . از اين جهت علماى علم اخلاق مىگويند : اينگونه عبادات كه تعبدش بيشتر است ، براى سازندگى ، براى خضوع عقل ، و براى خشوع دل بهتر است . به همين دليل است كه علماى اخلاق در مقابل علماى علم كلام يك چيز ديگرى بهتر از آن درست كردهاند . اشعرى مىگويد : اوامر و نواهى خدا مصلحت ندارد . برعكس شيعه مىگويد : اوامر و نواهى تابع مصالح و مفاسد نفسالامرى است . علماى علم اخلاق مىگويند : علاوه بر اين ، اوامر و نواهى ، تابع مصالح و مفاسد در خود امر است . به عبارت ديگر خود اين امر ، خود اين نهى يك مصلحت ملزمهاى دارد ، و مصلحت ملزمهاش سبب
--> ( 1 ) - قاعده مذكور چنين است : « كلما حكم به العقل حكم به الشرع » و « كلما حكم به الشرع حكم به العقل » . اين قاعده در اصول فقه به نام « قاعدة ملازمه » مورد بحث قرار گرفته است . ( به اصول الفقه ، ج 1 ، ص 236 مراجعه شود ) .