الشيخ حسين المظاهري
30
تهذيب نفس از ديدگاه قرآن (فارسى)
خودشان را هم نابود ، آلوده بىاهميت ، بىغيرت ، و بىعصيبت دينى كنند ؟ همهوهمه به خاطر اين است كه حزب صهيونيست مىبيند اگر مرد در عالم باشد او بايد برود كنار مردها را مىخواهند نامرد كنند . زنها را مىخواهند نازن كنند . براى چه ؟ براى اين است كه غيرت را از مردها و عفت را از زنها بردند ، آنهمه به نام چه ؟ بهنام آزادى ، و براى چه ؟ براى اينكه منافع مادى آنها تأمين شود . از زن ، خوب بتوانند استفاده مادى يعنى استفاده جنسى كنند . از مردها خوب بتوانند بار بكشند ؛ زيرا اگر راستى غيرت باشد ( غيرت دينى ، غيرت ناموسى ، غيرت اجتماعى ) مرد حاضر نيست كسى بر او ، بر مملكت او و افراد اجتماع او حكومت كند . مىبينند بهترين راهها اين است : بىغيرتى و بىعفتى در اجتماع ، و نتيجه همه تأمين منافع مادى براى آنها . از آنها كه بگذريم در اهل علم وقتىكه انسان مطالعه كند مىبيند هر دين اختراعى ، هر خلاف دينى كه پيدا شده است زير سر علم منهاى تهذيب است . اگر صوفيگرى ، اگر شيخيگرى ، اگر بهائيگيرى ، اگر وهابيگرى و بالاخره اگر قاديانىگرى در اين ممالك و از جمله در ايران آمد ، براى اين است كه منافع مادى آنها تأمين شود ، براى اين است كه آن عمامه مقدس آمده بود روى يك صفت رذيله ، و آن صفت رذيله بدانجا رسيد كه وهابيگرى و بهائيگرى در حجاز و در ايران منتشر شود . وقتىكه مىخواستند بر ممالك مسلط بشوند ، مثل ميرزاعلى محمد باب « 1 » را در ايران آوردند ، و مثل آن مردك « 2 » را در حجاز بردند ، و مثل آن قاديانى را در پاكستان ،
--> ( 1 ) - ميرزاعلى باب پسر سيدرضا شيرازى بود و از شاگردان سيدكاظم رشتى پس از فوت سيدكاظم ، وى ادعاى بابيت امام زمان ( عج ) را كرد و گفت : من باب امام زمان و نايب او هستم او پس از گرمى بازارش ادعاى نبوت كرد و سپس ادعاى خدايى . دوباره توبه كرد و عاقبت هم بهخاطر شكستن توبه و از سرگرفتن ادعاهايش به دار آويخته شد . ( 2 ) - منظور ، محمدبن عبدالوهاب بنيانگذار مذهب وهابى است .