الشيخ حسين المظاهري

16

تهذيب نفس از ديدگاه قرآن (فارسى)

داشته ، بلكه برخوردار از الهاماتى هم بوده ، و بالأخره يك عنايات ويژه‌اى از طرف حق به او داده شده است . اما مىفرمايد « فَانْسَلَخَ مَنْها فَاتْبَعَهُ الْشَّيْطانُ وَكانَ مِنَ الْغَاوِينَ » ( اعراف / 175 ) ؛ آنچه به او داده بوديم رفت ؛ « فَانْسَلَخَ مَنْها » . مثل مارى كه از پوست بيرون بيايد ، از آن عنايت خاص ما بيرون آمد و تابع شيطان و يا شيطان تابع او ، و بالأخره گمراه شد ، آن‌هم چه گمراهى سختى ! بعد مىفرمايد : « وَلَوْ شِئْنا لَرَفَعْناهُ بِها وَلكِنَّه اخْلَدَ الَي الْارْضِ وَاتَّبَعَ هَواهُ » ( اعراف / 176 ) . ديگر كارش به آن‌جا رسيد كه نشد دست او را بگيريم ، ديگر در زمين ميخكوب شده بود ، تنها به خاطر هوى وهوس ، و براى اين‌كه هوى و هوس بردل او حكمفرما شد ، و آن صفت رذيله او را در زمين ميخكوب كرد به اندازه‌اى كه ديگر دست عنايت ما نتوانست او را بالا ببرد . اين آيات در ادامه خود زنگ خطرى نيز براى ما طلبه‌ها دارد ، و مىفرمايد « فَمَثَلُه كَمَثَلِ الكَلْبِ انْ تَحْمِلْ عَلَيْهِ يَلْهَثْ اوْ تَتْرْكْهُ يَلْهَثْ » ( اعراف / 176 ) . كار آن مرد به جايى رسيد كه مثل يك سگ‌هار شد . سگ هار صفت رذيله‌اش اين است كه اگر به او حمله كنى حمله مىكند ، اگر هم به او حمله نكنى او همان درندگى خود را دارد . سگ هار صفت رذيله‌اش اين است كه حتى اگر يك بچه بىگناه را مقابل خود ببيند او را مورد حمله قرار مىدهد ، زبان خود را در مىآورد وله‌له مىكند و پارس مىكند ، و به هر بيگناهى حمله مىكند ، هم كسىكه به او حمله كرده و هم كسىكه به او حمله نكرده است . مفاد اين آيه آن است كه اگر كسى صفات رذيله بر او حكمفرما شود ، علمش براى جامعه مضر است . چنين كسى خواه در جامعه باشد و خواه نباشد ، خواه جامعه او را بپذيرد و خواه نپذيرد براى جامعه مضر است . اگر جامعه او را نپذيرد عقده‌اى مىشود . عليه السلام ، عليه روحانيت ، عليه انقلاب و بالاخره عليه انسانيت كتاب مىنويسد ، و