الشيخ حسين المظاهري
88
جهاد با نفس (فارسى)
اينجا هم تشبيه معقول به محسوس است ؛ شما يك دفعه خانه مىسازيد و معمولًا هم اگر بخواهيد اين خانه دوام پيدا كند ، بايد پايههاى آن محكم باشد و اگر پايهها محكم نباشد اين خانه دوامى ندارد ، اما يك وقت آدم ابلهى ، آدم احمقى لب درهء سيل زدهاى خانه مىساز ، لب دره سيل زده است ، معلوم است خانهاى را كه لب درهء سيل زده بنا كنيم ، به آب مختصرى بند است ، طوفان مختصرى آن را به ته دره مىبرد . قرآن مىفرمايد : زندگى منهاى خدا مثل خانهاى است كه لب درهء سيل زده باشد : « فانها ربه في نار جهنم و الله لايهدي القوم الظالمين » . يعنى معلوم است كسى كه در زندگيش گناه باشد او ظالم به خودش است ، ظالم به خداست و ظالم به جامعهاش مىباشد ؛ ديگر دست عنايت خدا روى سر اين شخص نيست ، زندگى او مثل خانهاى است كه لب درهء سيل زده باشد ، اين خانه دوام ندارد . زندگى منهاى خدا دوام ندارد . زندگى منهاى خدا به غير از دلهره ، اضطراب خاطر ، تحير و سرگردانى چيزى ندارد ؛ اين دنياى اوست ، آخترش هم معلوم است : « فانها ربه في نار جهنم » لذا بايد كارى كنيم كه دسته عنايت خدا هميشه روى سرما باشد و چه كنيم كه اين توفيق را داشته باشيم ، يعنى چه بايد كرد كه دست عنايت خدا روى سرما باشد ؟ چه بايد كرد كه پروردگار عالم ما را به خودمان وانگذارد تا مخصوصاً در آن جهاد اكبر مغلوب نشويم ؟ و چه بايد