الشيخ حسين المظاهري

86

جهاد با نفس (فارسى)

پرتاب مىشود ، از دامنهء كوه به پايين مىافتد و ذره ذره مىشود . ضلالت معنايش اين است كه همين مقدار كه پروردگار عالم لطفش را ، عنايتش را از كسى برداشت ، ديگر پرت است ، بيچاره است . خداوند مثل اين برق كارخانه فياض است ؛ از طرف او هيچ نقصى نيست ، اما يك دفعه در اين بلندگو نقص پيدا مىشود ، ديگر يك تكه آهن است و نمىتواند برق را بگيرد . يك وقت اين لامپ نمىتواند برق را ب گيرد ، ديگر تاريك مىشود ، تاريك است تاريك ، « زندگى منهاى خدا ، تاريك است » ، وحشتزاست ، وحشتزا . قرآن مىفرمايد : « او كظلمات في بحر لجي يغشاه موج من فوقه موج من فوقه سحاب ظلمات بعضها فوق بعض اذا اخرج يده لم يكديريها و من لم يجعل الله له نورا فماله من نور » « 1 » . آيه چقدر رساست . به قول طلبه‌ها تشبيه معقول به محسوس است ، يعنى براى اين كه يك امر علمى يا عقلى را خوب بفهماند ، در يك قالب حسى مىريزد و مثال مىزند . قرآن اين هنر را در اين آيه شريفه هم به كار برده . نمىدانم شما درياچهء خزر را ديده‌ايد يا نه ، دريا معمولًا موج دارد ، ذاتاً تاريك است ، علاوه بر اين كه تاريك است وحشتزا هم هست . دريا وحشت دارد . حالا اگر ابر محيط بر اين دريا شود ، تاريكى روى تاريكى است ، وحشت روى

--> ( 1 ) . سورهء نور - آيه 40 .