الشيخ حسين المظاهري

67

جهاد با نفس (فارسى)

ديگر نمىفهمند ، چشم معنوى و بصيرت دارند اما توسط گناه چشم بصيرت را كور كرده‌اند ، يعنى بعد معنوى در آن جهاد اكبر به زمين خورده ، مغلوب شده ، ديگر گوش شنوا و چشم بينا ندارد . مىگويد : « اولئك كالانعام » ديگر آدم نيست ، حمار است . بعد مىفرمايد : پست‌تر از الاغ ، « اولئك كالانعام بل هم اضل » ، لذا لازم است اين نكته كه نكته خوبى است در فكر شما باشد و از همين جا يكى از اداله وجود و تجرد روشن مىشود . تا اينجا به اين نكته رسيديم كه انسان مركب است از بعدى معنوى و ملكوتى و بعد حيوانى و ناسوتى ، يعنى يك جنبه دائماً در جنگند و اگر روح و جنبه معنوى ما غلبه پيدا كندع ما سرافرازيم ؛ با وجود اين كه كسى را به زمين نزده‌ايم ، خودمان را زمين زده‌ايم اما سرافرازيم ، و اگر به عكس شد يعنى جنبهء مادى ، معنوى را به زمين زد ، سرافكنده‌ايم ، شرمنده‌ايم ، با وجودى كه كسى ما را مغلوب نكرده بلكه خودمان آن جنبه را به زمين زده‌ايم . پس آدمين ما به بعد ملكوتى ماست . آدم آن است كه وجدان اخلاقى ، گذاشت ديگر گدايى و فداكارى در زندگيش باشد ؛ اگر آهء مظلومى را بشنود ، ناراحت شود ، گريه كند ، خوابش نبرد به قول روايات آدم آن است كه اگر دست بينوايى را گرفت ، خوشحال شود و بناى زندگيش اين باشد ؛ « ديگر گرا باشد نه خودگرا » . اين آدم است . خدا رحمت كند ، چقدر خوب گفته :