الشيخ حسين المظاهري

49

جهاد با نفس (فارسى)

نظر از تجربه و تاريخمان ، اينها ريشهء قرآنى نداشت برايتان نمىگفتم . قرآن شريف راجع به « آصف بن برخيا » كه يكى از شاگردان حضرت سليمان است مىفرمايد : وقتى كه خبر دادند ، او خبر را مىدانست كه بلقيس در يمن سلطنت مىكند و آنجا بت‌پرستى دارد . حضرت سلمان فرمودند كه چه كسى تخت بلقيس را براى من مىآورد ؟ قرآن مىفرمايد : يكى از اطرافيانش گفت : به نصف روز مىتوانم بياورم . بعد مىفرمايد : « قال الذي عنده علم من الكتاب إنا أتيك به قبل أن إليك طرفك » « 1 » گفت : اجازه بده تخت بلقيس را به يك چشم به هم زدن بياورم ، چشمهايت را ببند و باز كن ، تخت حاضر مىشود ؛ « قبل أن يرتد إليك طرفك » حضرت سلمان اجازه داد . حالا اين چه عملى است ؟ چگونه بشر مىتواند اين طور درك كند ؟ ! اگر بخواهد كه درك بكند ، راهش همين است ، بايد سر ملكوتى نموده و نفس را كنترل كند و اين بعد حيوانى را تعديل كرده ، اين اسب چموش را دهه زند و سوارش شود ، آن وقت جابر جعفى و آصف بن برخيا مىشود - اين مطلب را به خاطر اين كه بحث جلو آمد گفتم و نمىخواستم اين چنين بحث كنم - چيزى كه به شما عزيزان تذكر مىدهم و مىدانم اين نقص در ميان شما زياد است ، آن است كه با قرآن سروكار داشته باشيد ؛ قرآن خيلى چيز دارد ، هر چه بخواهيد

--> ( 1 ) . سوره نمل آيهء 40 .